تبليغاتX
بـی سببــی

گاهی حق با دروغگوست

داخل ماشین نشسته اید. از دیدن ناهمگونی چهره ی مغازه ها تا فکر کردن به قسط ماشین، اجاره خانه و حتی بغل دستی تان که کمی تا قسمتی خود را به اتان چسبانده اخم هایتان توی هم می روندو روی ترش می کنید. توی این اوضاع و احوال یکهو از فرو رفتن ماشین در چاله ی خیابانی یکه ای خورده و یادتان می آیدکه کرایه ی ماشین را نداده اید. پس از لحظاتی این جیب و آن جیب کردن و پیدا کردن پول خرد آن را به راننده می دهید و منتظر می مانید تا اضافه کرایه تان را به شما بدهد،اما مقدار پولی  را که راننده پس از لحظاتی کوتاه به شما می دهد  آن چیزی نیست که باید می داد. به خودتان نهیب می زنید آخر چند بار و چند دفعه باید در فلان مسیر و فلان خیابان شاهد چنین اوضاع و احوالی باشید.وقتی هم که اعتراض می کنیدراننده درپاسخ می گوید:پول خرد ندارم.در حالی که بغل دستش وزیر فرمان ماشین ظرفی قرار دارد که درآن پر ازپول خرد است. با این وجودبحث کردن  وغر زدن فایده ای ندارد و به اصطلاح همین است که هست.

راستی چرا در برخی مواقع دروغ گفتن اینقدر قابل پذیرش می شود. آنقدر عادی که بدون اعتراض باقی می ماند؟

ممکن است در این بین دو طرف(راننده و مسافر) آنقدر با هم جر و بحث کنند تاهر یک دیگری را متهم به دروغ گفتن کنند. مسافر،راننده ماشین را که چرا با وجود داشتن پول خرد دروغ می گوید.راننده هم مسافر را،که حرفش دروغ محض است و گفته اش صحت ندارد.این مساله یعنی به طرف مقابل انگ دروغگویی چسباندن بارها و بارها در محاورات روزمره اتفاق افتاده است.فروشنده ای که قسم می خورد فروش جنس اش سودی برایش ندارد.دوستی که از انتقاد دوستش رنجیده و گفته های دوستش را دروغ می پندارد و... .اما نمی توان تصور کرد که این نوع گفتمان فقط در بین مردم کوچه و بازار رواج دارد.سیاستمداران،ورزشکاران،هنرمندان وحتی نویسندگان و اهالی فرهنگ هم که هرجا منافعشان در معرض خدشه باشد طرفِ به اصطلاح مزاحم را دروغگو خطاب می کنند و تا آخرین حد ممکن تلاشهای وصف ناپذیر خود را ادامه می دهند.چه انگها که پشت هم برای چسبانده شدن ردیف نمی شود وآنقدرجرو بحث کشدار می شودکه از نسبت دروغ دادن در حوزه اخلاق و شخصیت گرفته تا شکل ظاهری فرد نیز مورد دعوای طرفین قرار می گیرد!!.

در تمام این مشاجرات قبل از اینکه موضوع دعوا مطرح شود، بحث بر سراین است که مخاطب حتما دروغگو وطرف دیگر دعوا حتما راستگو می باشد. حال هر چقدر که بگویند آدمی همواره به دنبال حقیقت است باز مانع از آن نمی شود تا همین آدمیان در زندگی روزمره ی خود بارها دروغ از دید خود مصلحتی را نگویند. واقعیت این است که اکثر اوقات دو طرف دعوا دروغ می گویند.اما آیا می توان گفت که این گونه دروغ گویی ها به ضرر شخص و جامعه و حتی کل بشریت است؟ به عقیده نیچه «ما به شاعران حماسی رخصت دروغگویی می دهیم زیرا در این مورد منتظر وقوع هیچ پیامد مضری نیستیم.از این رو دروغ در جایی که خوشایند محسوب می شود جایز شمرده می شود.دروغگویی به فرض بی ضرر بودن امری زیبا و جذاب است ...وجایی که آدمی قادر به دانستن هیچ امر صادقی نیست در آنجا دروغ جایز شمرده می شود.» نیچه در جایی دیگر هم در اینباره گفته است:«لذت هنری بزرگترین نوع لذت است زیرا به طور کلی حقیقت را در شکل دروغ بیان می کند . براین اساس مفهوم شخصیت و آزادی و اختیار توهماتی ضروری اند. به این ترتیب حتی میل به حقیقت نیز مبتنی بر دروغ است.»

دروغ را می توان در آثار بسیاری از هنرمندان و نویسندگان هم دید.همه ی ما می دانیم که آنچه در ذهن یک نقاش یا یک نویسنده وجود دارد خالی از حقیقت بوده و دروغ است اما از آن به بهترین وجه لذت می بریم.یا کسی که از اجرای عدالت سخن می گوید. همه ی ما می دانیم که عدالت واقعی دست یافتنی نیست اما با این حال از بیان آن لذت می بریم.بنابراین برای ما که هر روزبرای هر چیز،حتی نفس کشیدن  هم هزینه می پردازیم، چه اشکالی دارد که یکبار هم شده برای دروغ هزینه بدهیم. هزینه ای که بی ضرر است و فرقش با واقعیت مثلا چند تومان کرایه ی بیشتر است. با این همه مشغله ی فکری چه کسی حوصله ی دردسر و مشاجره دارد؟ پس بگذارید در جاییکه به قول نیچه نمیدانیم چی به چی است ونیست،کمی دروغ (حتما)ضروری بگوییم و لذت ببریم.البته اگر دغدغه ی خدشه به نام و نشان (خوشمزه ترین پاره ی عشق به خودمان ) بگذارد.

 

 

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 0:47 | 85/10/22

درد مشترک رفرمیست های دینی

از ابتدای ماه محرم امسال از سوی نهادهای فرهنگی واسلامی و رسانه های کشور در مورد رواج برخی عنا صر خرافی در عزاداری های این ماه و لزوم زدودن آن عناصراز چهره ی واقعی دین اسلام صحبتهای زیادی شد. تاکید این نهادها که سعی داشتند(با همکاری رسانه ها ) افکار عمومی را هم با خود همراه کنند این بود که مردم در تکیه ها و مساجد و هنگام عزاداری از آنچه که از سالهای گذشته تاکنون وجود داشته اندکی فاصله گرفته وبه سمت جنبه های معنوی منا سبات دینی گرایش پیدا کنند. دوری از خرافه گرایی در مراسم و مناسک دینی چند سالی است که جزو دغدغه ی مسوولان فرهنگی و دینی کشور شده است. می توان گفت اولین جرقه ی دوری جستن از خرافات و استفاده از تصاویر و ابزار آلاتی که هیچ تناسبی با شأن معصومین و ائمه اطهار نداشتند را رفرمیست های دینی در چند دهه ی اخیر زده اند. در واقع آنچه که  امروز به آن توجه و تاکید  می شود اولین  سنگ بنای  اصلاحات دینی  که از آن

نام می برند،است.

رفرمیست های ایرانی طی یک دهه ی اخیر هم در سطح مراکزعلمی،دانشگاهها و برخی نشستها تلاش زیادی برای رفرم دینی از خود نشان دادند. اما عمده نظریات و مباحث آنان پس از یک دهه، در حد محفلی ودر جمع های خودمانی آنان باقی مانده و نتوانست همراهی سطوح و طبقات مختلف جامعه را (به دلایل متعدد) با خود ببینند.با این وجود آنچه که هم اکنون به عنوان اولین سنگ بنای اصلاحات دینی از آن یاد می شود(مقابله با تصاویر غیر واقعی از معصومین و امثالهم) مد نظر روشنفکران دینی حال حاضر نبوده و نیست. زیرا به اعتقاد جامعه شنا سان دینی و انسان شناسان، طبع بشر تمایل عجیبی دارد تا حقایق دینی را در لفافه ای از تشریفات و شعایر بپوشاند.مناسکی که تنها به خاطر رقابت با سایر ادیان به وجود آمده و برآمده از خود دین نیستند.براین اساس ،روشنفکران دینی به دنبال چیزی شبیه آنچه هستند که لوتر در غرب(به عنوان انسان متدین مسیحی) پس از مشاهده ی تشریفات بیش از اندازه ی مسیحیت، اعلامیه ی ده ماده ای نهضت اصلاح دینی را تدوین و پرچم پروتستانتیزم عقل گرای مسیحی را علیه جهالت کلیساییان برافراشت.

اصلاح طلب ها و رفرمیست های دینی ایران برخورد با برخی مناسک را که برآیند گرایش توده های مردم  حین برگزاری  مراسم  مذهبی است ، چندان واجب لازم   نمی بینند. بلکه بیشترین تاکید و مقصود آنان این است که بتوانند به وسیله ی دین پژوهان و روشنفکران دینی،ساحت دین اسلام را(فارغ از تعصبات خاص) از وجود هر زنگاری بپالایندودر این راستا پس از انجام اصلاحات دینی به اصلاح و بهبود ساختار قدرت کمک کنند. زیرا در ایران هنگامی که از اصلاحات صحبت می شود،(به دلیل پیوستگی دین با قدرت و سیاست)نمی توان از اصلاحات دینی فارغ شد. بنابراین اگر قراربراین باشد تا ساختار قدرت در تمام زمینه های اقتصادی ،اجتماعی،سیاسی و...اصلاح شود ناگزیر از اصلاحات دینی هستیم و اصلاحات سیاسی و اقتصادی واجتماعی و...به تنهایی کافی و تامین کننده ی یک رفرم همه جانبه نیست.

ساختار قدرت در هر جامعه ای کمک زیادی به برخورد با منافقان و گسترده شدن مسایل دینی در سطح جامعه می کند ،از طرف دیگر دین هم با مشروعیت بخشیدن به ساختار قدرت کمک می کند.به همین خاطر رفرمیست های دینی در سراسر جهان تلاش زیادی می کنند که این داد و ستد بین دین – قدرت به نحوی باشد که منجر به مسایلی اعم از فساد ،ریاکاری،خرافه گویی و... نشود.

پیوستگی و گرایش ایرانیان از قرون گذشته به مسایل دینی باعث شده که روشنفکران دینی ایرانی علاقه و تلاش زیادی برای رسیدن به چهره ی واقعی دین از خود نشان دهند. به اعتقاد آنان راه نجات بشر ،خصوصا ذات دین باور ایرانی ها از معبر دین می گذرد و چه بهتر که از این راهگذار بهترین ها را نصیب برند.با این وجود آنچه که مقصود این دسته از رفرمیست های ایران است تاکنون توفیق چندانی نیافته و آنان امیدوارند با افزایش سطح درک و برداشت عامه ی مردم از مسایل دینی و دغدغه ها و بحثهایی که مطرح می کنند ،این بحث و نظر ها را از محفلهای خودمانی به جمع طبقات مختلف جامعه ببرند.

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 0:28 | 85/10/19

RSS