تبليغاتX
بـی سببــی

شعری بی نام و نشان

 

اصلا ادعا ندارم که شاعرم.خصوصا وقتی که استعدادش را هم ندارم.اما یک روز خدا کلماتی بی اختیار و بی اجازه به ذهنم سرازیر شد که شاید بتوان با ارفاق اسمش را شعر گذاشت.آنهم در بیخودترین لحظه ای که ممکن است کسی حس و حال شاعرانه پیدا کند.منظورم مسیر بین منزل تا محل کار است.بگذریم. بالاخره تصمیم گرفتم که پس از یک ماه آنرا در وبلاگم بنویسم.تا از این طریق...،رسما  نزد تمام شعر پیشه گان آبرویم برود!همین.در ضمن بی نام و نشان هم است.زحمت اسمش را هم میگذارم به عهده ی شما نازنینان.                                                                                                 

 

 ...یک سرباز از تو

 

یک سرباز از من

 

شطرنج زندگی از این بازی ها زیاد

 

دارد ندارد

 

همین که

 

"یاد آنروز که در صفحه ی شطرنج دلت"

 

هیچی نبودم

 

خواب مرا تاویل می کند

 

"شاه عشق"که نبودم

 

رخ هم

 

این سیاه و سفید هم

 

برای تو

 

نمی تواند باشد ،می تواند باشد

 

صفحه نگذار برایم

 

کارم اینقدر بیخ پیدا کرده که

 

با کیش و مات هم درست نمی تواند باشد

 

اسب سفید خوشبختی هم

 

پیش کش

 

تسلیم نمی شوم ندارد

 

سربازها سفید

 

پرچم ها سفید

 

من باختم!

 

لبهای تو را در چشم به هم زدنی

 

لعنت به حکومت نظامی

 

فرمانده ی عزیز!

 

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 21:33 | 86/07/26

 اصلاح طلبان اخلاق سیاسی را به ناچیزی فروخته اند                  

انتخابات مجلس هشتم و حمله به رادیکالها   

 

از مدتها قبل طیفهای مختلف سیاسی فعالیت خود را برای انتخابات مجلس هشتم آماده کرده اند.اصلاح طلبان اما به دلایلی از جمله شکست در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها برنامه های گسترده تری برای حضور در انتخابات دارند.خصوصا اینکه کمتر اصلاح طلبی است که اینروزها دغدغه ی گذر از هفت خوان شورای نگهبان برای تایید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی این جناح را نداشته باشد.تئوریسین های جبهه دوم خرداد(همانطور که اشاره شد)از مدتها قبل و پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری و تا حدود بسیار زیادی در شورای سوم تصمیم به نقد اصلاحات گرفتند .همین موضوع هم بهانه ای شد تا نظرات متعددی از سوی آگاهان در این رابطه گفته شود.قصد شبه پدر خوانده های جبهه اصلاحات از راه اندازی این گفتمان، نقد از درون ،آسیب شناسی اصلاح طلبی در ایران،واشکافی دلایل شکست در انتخابات و رویگردانی مردم از این طیف،چرایی نیاز جامعه به اصلاحات از درون و... هر چه دیگر در این راستا بود.قرار بود حداقل نیمی از این اهداف پس از آنهمه بحث و نظرهایی که در گرفت محقق شود.بر این اساس امیدواریهای زیادی بین برخی از محافل علمی و روشنفکری و دانشگاهی ایجاد شد که بالاخره و به هر تقدیر سراصلاح طلبان پس از شکست در انتخابات به سنگ خورده و آنان قصد دارند تا با همفکری محافل علمی و سیاسی و غیره به "نقد "خود بپردازند.

مدتی به این منوال گذشت تا کم کم سرو صدای گروههای اصلاح طلب ،مانند جناح مقابل  برای حضور در انتخابات مجلس بلند شد.جلسات متعددی بین سران اصلاح طلب برای همگرایی و در نهایت ائتلاف تشکیل شد.هر چند که رسیدن به ائتلاف همواره حاشیه های مربوط به خود را دارد.اما کسانی که از مدتها قبل برنامه های این طیف را دنبال می کردند منتظر بودند تا ببینند که پس از آنهمه بحث و نظر درباره ی نقد اصلاحات ،اینبار این جریان چه برنامه هایی برای حضور در انتخابات مجلس هشتم دارد.هر چند که رقبای سیاسی و منتقدان معتقد بودند که با توجه به عملکرد و رفتار سیاسی آنان (و یا نبود تریبون های رسمی برای ارتباط با اقشار مختلف جامعه)دیگر چیزی برای عرضه و اقبال عمومی به  اصلاح طلبان وجود ندارد. امانتیجه ی کار برای آنانی که هنوز اندک امیدی به این طیف بسته بودند بسیار دور از انتظار  بود .چرا که مشخص شد از برنامه های اصلی این جناح، پس از آنهمه آسمان ریسمان بافتن راجع به نقد اصلاحات "حمله به رادیکالیسم"است.با وجودی که برخی فکر می کردند اینبار اصلاح طلبان چیزی در چنته ندارند اما شبه تئوریسین های اصلاحات نشان دادند که برای جبران کمبودها و کاستی های خود همیشه چیزی در آستین دارند.

لذا اینبار بازی را از جایی دیگر شروع کردند.برای این کار هم لازم ندیدندکه راه دوری بروند. آسان ترین کار حمله به مواضعی بود که می توانست تا حدود زیادی حضور دوباره ی آنان در ساختار قدرت را با چالش مواجه کند.اینبار نوبت رادیکالیسم بود و حمله به آن.رادیکالیسمی که از هر نوع و شکلی که باشد دلیل بروز و ظهور آن شرایط موجود جامعه است و هدف از آن تغییر درر ساختار و بنیاد است و به ریشه ها توجه دارد و...[بعید می دانم که نسخه پیچهای اصلاحات از مفهوم رادیکالیسم چیزی ندانند و حتی ندانند که دلایل شکست و عدم توفیق اصلاحات چه بود!]

این رفتار اصلاح طلبان نشان داد که این طیف به واقع چیزی برای عرضه ندارد و اگر هم داشته باشد قد و قامت و فهم سیاسی آنان در حد و اندازه ی نقد و برخی واژه های از این دست نیست که البته خیلی وقت ها به کارشان آمده است.اینروزها اصلاح طلبان "اخلاق سیاسی" را به ناچیزی فروخته اند و ضعف های متعدد خود را به حرکات رادیکالی عده ای جوان و دانشجو که به مدداز دست  رفتن پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان بروز کرده بود نسبت می دهند!اینبار نوبت رادیکالیسم بود،تا فردا و انتخاباتهای بعدی که معلوم نیست اصلاح طلبان کدامیک از واژهای ریشه دار سیاسی و اجتماعی را قربانی معادله ای به نام قدرت خواهند کرد.

 

 

پی نوشت:افشین قطبی ،سرمربی تیم پرسپولیس پس از مساوی در مقابل تیم راه آهن،هنگامی که از وی راجع به داوری دیدار پرسیدند گفت:"تیمی که نمی تواند برنده شود، چرا به داوری ایراد بگیرد؟".اینروزها اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات گمانه زنی های زیادی راجع به احتمال ردصلاحیت های گسترده ی نامزدهای انتخاباتی این جناح توسط شورای نگهبان میکنند.بازی هنوز شروع نشده است اما اصلاح طلبان از حالا به کار این شورا برای انتخابات مجلس هشتم" ایراد" می گیرند.آنان از چه می ترسند؟  

                                       

 ایام ماه مبارک رمضان بر همه ی مومنان روزه دار مبارک و التماس دعا

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 12:48 | 86/07/08

RSS