تبليغاتX
بـی سببــی

خسته ام اما، دشمن نیستم...

 

کارهای مربوط به ویژه نامه ی عیدمون انگار تمومی نداره. من یک گفت و گو و سه گزارش در ویژه نامه عید امسال دارم.یه گفت وگو و دو تا گزارش رو تموم کردم.فعلا یکی از گزارش هام مونده.مطمئن نیستم.اما شاید تا چند روز دیگه به جز این مطالب یه مطلب دیگه هم در ویژه نامه نوروز نوشتم. اونم فقط برای دل خودم. امسال هم با بچه ها کار جالبی کردیم.فکر کنم چیز خوبی از آب در بیاد(اصرار نکنین.نمی گم در باره ی چی و مصاحبه و گفت و گو با کی هست.اما قول می دم به موقع همه شو بذارم اینجا تا بخونین).در حال حاضر استخوانهایم بدجوری ذق ذق می کند و خیلی خسته ام.خسته از این تکرار و نوشتن و باز هم نوشتن.آه، چه جالب! دکتر جون می گفت کی خسته است؟ دشمن!اما باور کنید من دشمن نیستم. فقط خسته ام. البته واضع و مبرهن است که به قول هانتینگتون هر جامعه ای برای اتحاد نیاز به "دشمن" دارد و اصولا وجود یک دشمن حتی فرضی کمک زیادی به انسجام یک جامعه ی فروپاشیده که تنها چسب قدرت آنرا سرپا نگه می دارد، می کند.(بلا نسبت ما!)اما باور کنید من دشمن که هیچ،حتی خودم هم نیستم. هویتم هنوز برای خودم احراز نشده!باور نمی کنید؟!چطور توی این مملکت می شود که یه عده صلاحیت شان احراز نشود، اما هویت من نمی تواند احراز نشود؟! راستی این اصلاح طلبان چی می گفتند. یک برگ رای ، سهم من از دموکراسی؟!دلم برایشان می سوزد.جدی می گویم.(باور کنید)

من تئوریسین نیستم اما تا جایی که با عقل ناقصم متوجه شده ام ، انتخابات ابزار حاکمیت مردم است، نه تحقق حاکمیت مردم.

این را آنهایی که معتقدند سیاست ورزی صرفا شرکت در انتخابات و ماندن در ساختار قدرت است، بدانند.

راستی، گاهی اوقات دلم می خواد لپ این دولت رو تا جایی که امکان داره بکشم!چون خیلی شیطونه!چون در ایامی که مجلس سرگرم بررسی لایحه ی بودجه ست، رفته شوراهای عالی رو با هم ادغام کنه! جالبه هم مجلس و هم شورای نگهبان از این عمل دولت شگفت زده شدن و اعلام کردن این کار تا به حال سابقه نداشته.انگار که تا به حال و هرگز از دولت چنین اقدامات انقلابی رو ندیده بودن! انگار نه انگار که همین دولت ساختار مستقل ترین نهاد پولی و مالی و تصمیم ساز کشور یعنی سازمان مدیریت و برنامه ریزی رو به هم ریخته و  با انحلال اون باعث اینهمه مشکل در اقتصاد رو به احتضار ما شده! لایحه ی بودجه هم که قربونش برم.تا سال قبل ساندویچی ارایه می شد، امسال هم مثلا با تغییر رویکرد که باعث کاهش بعد نظارتی مجلس و افزایش اختیارات دولت می شه ارایه شده.حتما هم بودجه ی جاری و عمرانی به طور کامل جذب می شه!بازم مثل هر سال دولت در بخش جاری بودجه ش کم می یاد یه خورده از بخش عمرانی کش می ره و از این جالبتر که هیچ وقت بودجه ی عمرانی به طور کامل محقق نشده.امسال بیش از 18 هزار میلیارد تومان بود. برای سال آینده هم 24 هزار میلیارد تومان هست که بازم مثل سالهای قبل می شه و نمی تونه جذب کنه.اونوقت اجرای پروژه ی آزاد راه قزوین- رشت باید 15 سال طول بکشه! اینجور موقع ها دولت محترم می گه پول و اعتبار هست اما مصالح مورد نیاز برای پروژه نیست و و و...! راستی،تازگی ها نمی دونم چرا همه ی تغییر ساختارهای موجود در کشور به طور کاملا اتقاقی به نفع دولت تموم می شه!

چند روز پیش داشتم این حرفا رو به یکی از نمایندگان عضو فراکسیون اقلیت مجلس می گفتم، فقط خندید و گفت چی کار کنیم؟! دولت از این کارا زیاد می کنه!

البته مجلس هم در مدت اخیر بیکار ننشست و تعیین نرخ آزاد بنزین رو به عهده ی دولت گذاشت تا اعلام این نرخ و تاثیر آن بر نرخ تورم(که طبق آمارهای رسمی5/17 درصده) موجب نارضایتی عمومی و در نتیجه کاهش آراء نمایندگان فعلی در انتخابات مجلس هشتم نشه!! اقدامی که نشون می ده مجلس اصولگرا هم دست کمی از دولت محترم نداره.مجلسی که از منتقدان جدی دولت در بحث مدیریت مصرف سوخت بود،اونوقت تعیین نرخ بنزین رو به دولت سپرده.در حالی که از همین حالا مشخصه دولت چنین کاری نمی کنه.علیرغم هشدار جدی کارشناسان حوزه ی انرژی که با توجه به منابع موجود راه دیگری به جز سهمیه بندی و در کنار اون تعیین نرخ آزاد بنزین نداریم.

حالا با این اوضاع و احوال و تو این بلبشو که هر که به فکر خویش است، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

 احتمالا همه ی اینها از معجزات هزاره سوم است که درکش چشم بصیرت و عقل سلیم می خواهد!

نتیجه ی اخلاقی:بازم تاکید می کنم،  من اصلا دشمن نیستم.اما حتما و جدا خسته ام!

 

بگذریم.امیدوارم به خیر و سلامتی من و فاطمه صابری به همراه سردبیر گرامی و سایر بچه های تحریریه بتونیم ویژه نامه ی نوروز گیلان امروز رو خوب در بیاریم.

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 20:17 | 86/11/30

چند توصیه کوچک به جنبش دانشجویی

 

 

اواخر سال که می شود، خیال مسوولین حراست دانشگاهها از جهت تحرکات و تجمعات فعالان دانشجویی در خصوص مطالبات صنفی ، سیاسی و...آنان تا حدود زیادی آسوده است.امتحانات پایان ترم، برگزاری مراسم دهه ی فجر و پس از آن هم تق و لق برگزار شدن کلاسهای درس و همچنین آغاز سالی جدید، مجال چندانی به جنبش دانشجویی برای انجام برنامه هایشان نمی دهد.در واقع فصل زمستان ،فصل رکود برنامه های دانشجویی است.اما در بین بسیاری از تشکل ها و گروههای دانشجویی از طیف های مختلف، مرسوم است که اوایل سال به انجام کارهای تشکیلاتی و فعالیتهای خود پرداخته و برنامه ریزی می کنند.

بنابراین فصل زمستان، موقعیت مناسبی است که جنبش دانشجویی برای تداوم حرکت خود ضمن تشریح عملکرد سالانه اش، به آسیب شناسی و نیز نقد خود بپردازد.

شاید برخی از نقدهایی که در این یادداشت به آن اشاره می شود کلیشه ای باشد، اما به نظر می رسد جنبش دانشجویی در زمان حاضر و با توجه به تجارب گذشته، نیازمند بازنگری و سازماندهی عملکرد خود است.

اولا نیاز است که این جریان، ارتباط و اتصال خود را با بدنه ی مردم و طیف های مختلف جامعه بیشتر کند.اینجا اصلا منظور انجام حرکات پوپولیستی نیست، بلکه ارتباط این جریان با قشرهای مختلف مردم برای تاثیر گذاری بیشتر است.مثلا می بینیم که در مقاطعی این جنبش به جز اعتراض به برخوردهایی که با فعالان دانشجویی و مدنی و سیاسی می شود، در مقابل سایر پدیده ها و مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... جامعه منفعلانه عمل می کند.( البته مباحث مطرح شده در اینجا متوجه گروههای دانشجویی که وابسته به روابط و بدنه ی حاکمیت بوده و اهدافشان صرفا انجام برنامه های تفریحی _ مناسبتی است و بیشتر تایید کننده سیاست های موجودند،نبوده و بیشتر متوجه ی گروههای دانشجویی منتقد حاکمیت است.) بر این اساس جنبش دانشجویی نیازمند آن است که در سال آینده برنامه های متعددی برای ارتباط با قشرهای مختلف جامعه داشته باشد.

مساله ی دیگر هم در رابطه با شعارهای این طیف است که می بایست برای آن هم برنامه ریزی هایی داشته باشند. اینکه اولا این شعارها چگونه و چه باشد و دوم اینکه با توجه به شرایط روز کشور و جامعه، اولویت با طرح کدام است؟ مثلا اینکه در شرایط فعلی اولویت اش با شعار عدالت خواهی یا استبداد ستیزی است و بر این اساس به نقد ابعاد مختلف رفتار حاکمیت بپردازد یا مطالباتش را با توجه به این شعار بخواهد.(البته این فقط یک مثال است.) توجه به این مسایل کمک زیادی می کند تا هم استراتژی جنبش مشخص شود و هم همه ی طیف ها و افراد وابسته به این جریان فعالیتهای خود را منعطف به مباحث تعیین شده کنند تا نهایتا برنامه ها هدفمند تر و منسجم تر دنبال شود.

علاوه بر این لازم است که این جنبش ضمن حفظ استقلال خود از گروهها و احزاب، نحوه و میزان تعامل خود را با آنان مشخص کند. به این معنی که ضمن برقراری روابط، استقلال خود را حفظ کرده و به گونه ای ابزاری برای بر دوش کشیدن بار احزاب و سایر تشکل ها نشود.

از جمله نقدهای دیگری که در این بین وجود دارد و بهتر است با توجه بیشتری همراه باشد، جداسازی اهداف بلند مدت و کوتاه مدت است که همانطور که گفته شد می تواند به پیشبرد اهداف این جنبش و ارایه ی برنامه های موثر و جدید، کمک زیادی کند.همه ی این مطالب کلیشه ای از این باب گفته شد که جنبش دانشجویی در سال جدید برنامه های بهتر و هدفمند تری را دنبال کند.ناگفته نماند که جنبش دانشجویی اکثر مقاطع در جریانات و برهه های مختلف سیاسی و اجتماعی پیشروتر از احزاب بوده و به این خاطر متحمل هزینه هایی هم شده است.

البته این پیشرو بودن به معنی رهبری عملی جنبش ها نیست بلکه غیر وابستگی به روابط قدرت و  ساختار حاکمیت، شجاعت و صراحت آنان است.

 

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 0:29 | 86/11/25

چه باید کرد؟!

باز هم تردید اصلاح طلبان برای تحریم انتخابات!!

 

از هیات های اجرایی، هیات های نظارت،شورای نگهبان، دولت، و... تمام عوامل پشت پرده و پس پرده و عوامل داخلی و خارجی که با چشمان تیزبین خود توان مشاهده ی التزام عملی و یا عدم التزام عملی افراد به هرچیزی را دارند و کمک زیادی به رد صلاحیت فله ای نامزدهای انتخاباتی خصوصا اصلاح طلبان کردند تشکر می کنم.همینطور ازجناب آقای بوش که اعلام حمایت به موقعی از اصلاح طلبان کرد،نیز از آن آقای عزیز که اصل را بر برائت ندانست و حتا از کیهان و برادر حسین و همه ی کسانی که اینجا اسم مبارکشان را نبرده ام.چرا؟!چون بالاخره بعد از سالها کمک بزرگی به جریان اصلاح طلب کردند تا آنان به زور هم که شده میان ماندن در قدرت و جامعه ی مدنی یکی را انتخاب کنند. اصلاح طلبانی که به هر دلیل ممکن جربزه ی انجام این کار را نداشتند بالاخره به مدد برادران اصولگرا و ارزشی حالا می توانند راحت تر از قبل تصمیم بگیرند.هر چند که آنان هنوز نسبت به حضور یا عدم حضور در انتخابات تردید دارند.(غیر از احزابی چون اعتماد ملی)اما بسیاری از آنان حداقل در باطن به این نتیجه رسیده اند.البته دلیل تعلل در اعلام موضع تحریم از سوی اصلاح طلبان بخاطر عوامل مختلفی است و آنهم نباختن قافیه به حریف و بهانه لازم به دست  آنان ندادن در انتخاباتهای بعدی است و همینطور اعلام وفاداری دوباره! به مناسباتی که از قضای روزگار به نفع کسان دیگری مصادره شده است.

اما شرایط به وجود آمده و باقی ماندن تنها 23 کرسی در انتخابات مجلس هشتم برای طیف اصلاح طلب فرصت مناسبی است تا آنان به چوبی دو سر سوخته بدل نشوند.با توجه به حمایت طیفهای مختلف از جمله نخبگان و دانشجویان و گروههای اپوزیسیون از تحریم بهتر است اصلاح طلبان این انتخابات ناعادلانه و ناسالم –به تعبیر خود- را که دو طیف هم در آن حضور ندارد تحریم کنند.چرا که خود بهتر از هر کسی می دانند در این شرایط شانسی برای کسب کرسی های بیشتر ندارند و با وضع موجود تا سالهای آینده هم نخواهند داشت.بنابراین بهتر است به جایگاه از دست رفته ی خود میان قشر دانشگاهی و نخبه بیندیشند و بیش از این تعلل نکنند.مسلما انجام حرکتهای اصلاحی را (البته با پرداخت هزینه های مادی و معنوی) می توان از بین طبقات مختلف جامعه هم شروع کرد.

سیاست مدارا و تسامح و تساهل در شرایط فعلی کاربردی ندارد. بنابراین اگر اصلاح طلبان به نظر اکثریت احترام می گذارند، بهتر است همراهی با طیف  مخالف حضور در انتخابات را در دستور کار قرار دهند و با حضور فوق حداقلی و بیهوده خود  به هیزمی برای گرم کردن تنور انتخاباتی اینچنین بدل نشوند.

در چنین روزهایی مشخص می شود که عیار مردانگی- و نه اصلاح طلبی- آنان چقدر است و چطور تصمیم خواهند گرفت؟!

*پی نوشت:زیاد هم این رد صلاحیت ها بد نشد.آقایان باید یه زمانی فکر چنین روزهایی را می کردند.روزگاری که نظیر چنین بلاهایی و بلکه بدتر از آن بر سر ملی مذهبی ها می آمد و برخی از آنان تنها تماشاچی بودند.احتمالا اینها همه از نشانه های مردم سالاری دینی است و به قول خاتمی عزیز ما هم دموکرات ترین کشور هستیم! حالا بروید هی چانه بزنید تا دلشان برای التماس های شما بسوزد و یکی دوتای شما را تایید صلاحیت کنند.(نوش جان!)بله،رد صلاحیت خیلی بد است.اما تفاوتش این است که این واقعه ی اسفناک!(در نظام مردم سالاری دینی ما)برای اصلاح طلبان افتاده. به همین خاطر بدجوری آن را در بوق و کرنا کرده اند.

شما رو دعوت می کنم به مطالبی در همین زمینه از محمدرضا یزدان پناه  و آرش بهمنی عزیز

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 23:36 | 86/11/17

دیوانگی...

 

 

1- لعنت به این فونت دوازده.یک چیزی مانده ته گلویت، می خواهی فریاد بزنی اما مگر می گذارد.نه،منظورم فونت دوازده نیست!منظورم این دل ناماندگار بی درمان است که هیچ چی سرش نمی شود.به هر حال بی خودی هم عالمی دارد.به شرط اینکه هر لحظه یه جای بدنت را گاز نگیرد.مگر می شود؟نه،ول نمی کند.اصلا بگذارید از چیز دیگری شروع کنم.پس نقطه، سر خط.

2- کجا بودیم؟آهان! از آنجایی که ول نمی کرد."به راستی صلت کدام قصیده ای ای.." "من با اولین نگاه تو...". نع، این هم جواب نمی دهد.انگار اینجور حرفها هم زنگار خورده اند.پس نتیجه می گیریم باز هم چیزی که نمی دانم و نمی دانید چیست و ول هم نمی کند هنوز رویت نشده.پس با اجازه یه بار دیگه:نقطه، سرخط.

3- ...

اصلا برای یک بار هم که شده فرض کنید که نویسنده ی مورد نظر این وبلاگ در دسترس نمی باشد.یا حتما طی روزهای اخیر فوت کرده!یکی دیگر که نمی دانم کیست آمده جایش و دارد می نویسد.یک دیوانه ی تمام عیار که دارد تمام زورش را می زند تا بشود و بتواند بگوید و بنویسد. دیوانه ای که دلش لک زده برای یه ذره دیوانگی اما حتما نمی تواند.انتظاری هم از او نمی رود.همینجوری بار آمده.تنها افتخار خانواده ی محترم و جامعه ی محترم تر اش این هست که تمام سعی خود را به کار برده اند تا دیوانه از آب در نیاید.آهسته رفته و آمده،خوب غذا خورده،خوب رشد کرده،بهش یاد داده اند که چه جوری فکر و رفتار بکند و نتیجه اینکه الان سری بین سرها درآورده.این را بارها از زبان اقوام شنیده که چقدر عاقل و فهمیده  هست.اما ... بعضی مواقع عقل هم چیز بدی نیست! به این خاطر اگر ذره ای عقل در وجود مبارک برخی بود فی الفور متوجه می شدند که قضایا از چه قرار است.

آخ این نقاب لعنتی چقدر به صورت آدم می آید.لامصب!نیمی از عمرت دیوانه باشی و کسی نفهمد خود از عجایب روزگار است. یا دیگران کودن بوده اند یا عمدا خود را به نفهمی زده اند تا به جز این نقاب چیز دیگری نبینند.عده ای دیگر هم متوجه شده اند اما دوست ندارند صدایش را دربیاورند.اما دو درد برای این دیوانه ی نازنین باقی می ماند:یکی اینکه مجبور به ادامه ی یک بازی مسخره است و دیگر اینکه نمی تواند اینرا مستقیم به کسی بگوید و به این خاطر تنهاست.پس هم دیوانه است،هم بازیگر و هم تنها!

راستی الان دوره ی قهرمان بازی هم نیست تا برود وسط خیابان و جیغ و داد بکشد تا از این طریق به همه بفهماند که"آی آدمها که بر ساحل نشسته خندانید،من دیوانه ام". آنوقت فردایش روزنامه ها تیتر یک شان بزنند:"دیوانه ای از قفس پرید" یا اینجوری:"عصر روز گذشته دیوانه ای در خیابان زیگزاک انزجار خود را از اختیار اعلام کرد و بی اختیار هرچه نفس داشت داد کشید تا دزدگیر ماشینها به این حجم از آلودگی صوتی حسودی کنند!"(حتما فروششان بالا می رود.)

چه کسی این جرات و جسارت را دارد که روزی اینگونه تمام حقیقت را به همه اعلام کند؟توان و ظرفیتش را ندارند؟! پس چرا همه دم از حقیقت جویی می زنند؟!اگر تاب و طاقت شنیدن همه ی حقایق را ندارند ...؟

اما دلیل نمی شود.پس این بار کلاه از سر برمی دارم و با تعظیم و احترام می گویم: " شهروندان محترم، اهالی خیابان یک طرفه،معتقدان عملی به قانون عبور و مرور، من با اجازه دیوانه ام"

3- آهان!پیدایش شد وآمد. از اول هم نیازی به 110 نبود! دیوانگی بود که ول نمی کرد.نقطه ،سر خط:

...لعنت به چراغ سرخ ،لعنت به چراغ سبز .جریمه ام چقدر می شود police عزیز؟! 

 

 

 

 درگذشت احمد بورقانی عزیز تسلیت باد

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 23:4 | 86/11/11

خسته نشو ای من من/ آخر جاده روشنه/ ترکه ی خیس آلبالو/ یه جای قصه می شکنه...

حمایت وبلاگ نویسان از دانشجویان زندانی

روزی ما دوباره  کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری است

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه ای است

و قلب برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی

روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم

روزی که هر لب ترانه ای ست

تا کمترین سرود بوسه باشد

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم...

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی

که دیگر

نباشم...

                                                          (افق روشن- احمد شاملو)

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 12:41 | 86/11/09

بی خیالمون شید!

انگار هرچی دست و پا می زنیم روی ما زوم نشه،نمی شه که نمی شه!دیشب هر بار که اسمی از روزنامه مون برده می شد تنمون می لرزید.منظورم گفت و گوی آرش سیگارچی سردبیر سابق روزنامه ی محلی گیلان امروز با شبکه تلویزیونی (آمریکا) بود. تا اسمی از ما برده می شد یا لوگو و صفحات روزنامه در VOA به نمایش  گذاشته می شد بدحالی می شدیم.امروزتو دفتر روزنامه با بچه ها می گفتیم  بابا بی خیال کوتاه بیاین.الان دیگه چیزی از ما باقی نمونده.ما الان یک عدد شیر محترم و متشخص و بی چنگ و دندان و بی یال و کوپال و اشکم هستیم که کاملا داریم  در چارچوب قانون که هیچی، در چارچوب همه چیز کار می کنیم. تورو خدا بی خیال شید! این چند خط هم به همین منظور نوشتم.هیچ قصدی هم نداشتم.جز اینکه بگم ما (گیلان امروزی ها)الان خیلی خوبیم!

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 21:15 | 86/11/07

       اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند

                                         مبارک است!

 

۱- بالاخره انتظارها به سر رسید و هیات های اجرایی نتیجه بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس هشتم را اعلام کردند.نتیجه ای که از قبل هم مشخص بود ؛یعنی رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و برای خالی نبودن عریضه چند تن از افراد با گرایش مستقل و کمتر از آن هم اصولگرا. اما اصلاح طلبانی که هنوز هم  نسبت به برخی از مسایل امیدواریهایی داشتند در انتخابات مجلس هشتم ثبت نام کردند تا حین امتداد حرکتهای اصلاحی، دولت و کلیت جریان اصولگرا را بیازمایند.همچنین عملکرد هیات اجرایی در این انتخابات زمینه ای را فراهم می ساخت تا برخی از دوستداران نظام با استناد به آن از روند رادیکالیزه شدن طبقات اجتماعی جلوگیری کنند اما این اتفاق نیفتاد تا نتیجه ی بازی ای که از قبل مشخص بود (همینطور گرایش داوران بازی) برهمگان آشکار شود.از نکات قابل توجه این دوره از انتخابات اعتماد به نفس هر دو جریان سیاسی کشور بود.اصلاح طلبانی که در مجلس هفتم رد صلاحیت شده بودند اینبار هم با اعتماد به نفسی مثال زدنی (و البته برای آزمودن دولت و نهادهای اجرایی و نظارتی انتخابات) برای کاندیداتوری این دوره از مجلس ثبت نام کردند.از سوی دیگر پاسخ این عزم و آمادگی همه جانبه را هیاتهای اجرایی اصولگرا به بهترین نحو داده و با رد صلاحیت همه ی کاندیداهای( از قبل تعیین شده) اصلاح طلبان، نشان دادند دست کمی از رقیب ندارند!

ادامه ی این روند کمک زیادی می کند تا مواضع بسیاری از طیفهای جامعه در قبال عملکرد نظام در سالهای آینده شفاف تر شود.مواضعی که بی شک تاثیرات خود بر طبقات مختلف جامعه را برجای خواهد گذاشت.

رد صلاحیت گسترده ی اصلاح طلبان برای چندمین بارنشان داد که این رادیکالهای ایرانی هستند که برعکس اصلاح طلبان در محاسبات و مواضع شان اشتباه نکرده اند .مسایلی که کمک زیادی می کند تا این دسته ازاصلاح طلبان برای بقا در عرصه ی سیاسی غیررسمی فکری برای رفتارهای دوگانه ی ومحافظه کارانه ی خود کنند و بیشتر از گذشته با رادیکالها همنوا شوند. فکر نکنم با شرایط به وجود آمده اصلاح طلبان باز هم بخواهند که با گمانه زنی و کشیدن نمودار و ارایه آمار و ارقام امیدواری های کاذبی را در سطح جامعه خصوصا قشر روشنفکر و دانشگاهی به وجود آورند.

به نظر می رسد انتخابات مجلس هشتم آزمون خوبی برای همه ی جناح های سیاسی کشور باشد.

 

 

رد صلاحیت گسترده ی اصلاح طلبان

 

آقایان، اتفاقی افتاده؟! 

 

۲-«کنواسیونهای بین المللی،نهادهای حقوق بشری،دلسوزان ملک و مملکت ...به دادمان برسید.رد صلاحیتمان کردند.انتخابات آزاد را مخدوش کردند.حاکمیت یکدست حضور ما در عرصه ی انتخابات را برنتابیدند.صاحبان کرسی های مجلس از قبل مشخص شده.کسی به فکر حقوق پایمال شده ی افراد و کاندیداهای اصلاح طلب نیست.همینطور هم اندیشه ی تحریف شده ی امام.دولت اصولگرا در آزمون انتخابات مجلس هشتم هم شکست خورد.گوش شنوایی برای شنیدن صدای حق طلبی مان نیست...» اینها بخشهای اندکی از عجز و لابه ی گروههای اصلاح طلب است که طی روزهای آتی راجع به رد صلاحیت شان می گویند.به حق هم شنیدنی است.اصلاح طلبان خوابش را هم نمی دیدند که تاریخ دوباره برای آنان تکرار شود و پس از انتخابات مجلس هفتم و رد صلاحیت های گسترده شاهد حذف نیروهای خودی برای حضور در انتخابات مجلس و در نهایت کسب کرسی های آن شوند.اما این اتفاق شدنی بود و شد.چند روز دیگر هم که جواب بررسی هیات نظارت که فیلتری بسی سخت تر از هیات اجرایی دارد خواهد آمد .بررسی ای که اثر چندانی بر رای اولیه هیات های اجرایی ندارد.بعد از آن هم اصلاح طلبان چندین روزی را در حالت شوک و ناامیدی بسر می برند و لابد از این رد صلاحیتهای گسترده درس خوبی گرفته و آنرا به حافظه می سپرند تا اگر امکانش بود در مناسبتهای مختلف و میتینگ های سیاسی یادی از این خاطره ی تاریخی کنند.

انگار که اتفاق عجیبی افتاده باشد و یا اینکه آقایان اصلاح طلب از کره ی ماه به ایران آمده باشند!اینجا چه خبر است؟آقایان اتفاقی افتاده؟!مگر انتخابات دوره ی قبل یادتان رفته؟حرفهای رقیبان حاضر در قدرت چطور؟شما که می دانید.خودتان را بکشید،بالا بروید،پایین بیایید،مجلس ششم دیگر تکرار نخواهد شد.البته می توانید متوهمانه فکر کنید که تمام کاندیداهای اصلاح طلبان تایید صلاحیت شوند و ما باز هم شاهد تشکیل مجلسی همانند مجلس ششم باشیم.آنوقت برای تایید مصوبات خود از سوی شورای نگهبان چه خواهید کرد؟حتما آنجا هم مثل همین الان داد و بیداد راه خواهید انداخت که این داد و فریادها اگر تا به امروز اثر داشت که شما به اینجا نمی رسیدید.

وقتی در راس ستاد انتخابات یک نظامی حضور دارد،وقتی گرایش همه ی داوران هیات نظارت،اجرایی و غیره اصولگرا ست شما چه انتظار بیهوده می برید و چه توقع از این جمع خواهید داشت.می خواهید به هر ترتیب ممکن شده(حتی با حکم حکومتی)وارد عرصه ی انتخابات شوید و باز هم بیهوده تر از قبل امیدواری به وجود آورده و موج ایجاد کنید؟عرضه ی این نسخه های نخ نما شده و حنای بی رنگ تا کی ادامه خواهد داشت؟

اصلاح طلبان عزیز،جو نگیردتان.اتفاق خاصی نیفتاده.فقط آنچه که همه منتظر وقوع آن بودند تاریخ و زمان انجامش فرا رسیده.پس خواهش می کنیم بیهوده دست و پا نزنید.شما یک عمر از بی برنامگی ها نالیدید.چه عیبی دارد انتخابات مجلس هشتم با برنامه ی از پیش تعیین شده پیش برود .نکند شما هم به اقدامات انقلابی اعتقاد دارید؟به جای این جیغ و داد زدن ها بهتر است فکری برای پایگاه از دست رفته ی خود بین طبقات مختلف جامعه کنید.تاریخ مصرف سیاست ورزی محدود است.در این ایام میتوانید به مباحثی بپردازید که در سالهای اخیر از یادتان رفته است.با اوضاع و احوال موجود شما تا سالهای آینده هم  در مقابل جناح رقیب محکوم و بدون صلاحیت هستید.بهتر است فکری برای نجات مقدار باقیمانده از مقبولیت و صلاحیت تان بین قشر دانشگاهی و نخبه و منتقد کنید.

اینقدر سرو صدا نکنید،اتفاقی نیفتاده.فقط آنچه که شدنی بود شد.همین!

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 0:7 | 86/11/03

RSS