سال ۸۶ هم رفت."سال بد سال باد سال اشک.سالی که غرور گدایی می کرد."سال انتظار سفره های خالی برای نفت.سال عقب رفتن از خیابان یک طرفه ی آزادی .سال زور.سال بی حرمتی به معلمان و کارگران.سال توقیف مطبوعات.زندانی شدن منتقدان.ستاره دار شدن دانشجویان.اخراج اساتید متفکر دانشگاهها.سال شعار و شور.سال...
سالی که همه ما همه این ها را به چشم دیدیم و فقط تماشا کردیم و هیچ نگفتیم.ما که به سخت جانی مان این گمان نبود و صد هزار بار بر سر ایمان خویش لرزیدیم.
نوروز می آید.سالی جدید تا دوباره با هم همه چیز را دوره کنیم بر مدار تکرار.آغاز نوروز است.گل هست.سبزه هست.ماهی و تنگ هست.هفت سین هست.بوسه هست. مهربانی هست...
پدر نیست...
پدر نیست...
(خواستم یه چیزی راجع به ملی شدن صنعت نفت بنویسم.بعدا یادم اومد همین امسال بعضی ها یه فتح الفتوحی هسته ای کردن.مهمتر از مصدق و ملی شدن صنعت نفت!نمی دانم این عقده های فروخورده چرا هنوز هم تموم نمی شه.بعضی کوتاهی قامت و شخصیت خودشون رو با حذف مصدق از اذهان ملت جبران می کنن.ملی شدن صنعت نفت اونقدر بزرگ هست که نه به تعاریف من و امثال من نیازداشته باشه نه با اینجور هجمه ها کوچیک می شه.فقط نمی دونم چرا همین نفت موقع شعار دادن خیلی به کار اومد و به درد خورد!من هیچی نمی دونم!)
بسترم سنگ و دلم تنگ و سرم خانه ی درد است امروز
به من آخر چه که امسال سعید است نوروز!
ویژه نامه نوروز گیلان امروز منتشر شد
ویژه نامه نوروز گیلان امروز به مدیر مسوولی محمد کاظم شکوهی راد و به کوشش مجتبا پورمحسن(سردبیر)- فاطمه صابری- فرشته رضایی- ناصر سعیدی- علی اردابد- رقیه ابراهیم زاده- وحید اسماعیلی- سید امین ساداتی-و... منتشر شد.
این ویژه نامه در ۸۸ صفحه با آثار و گفتاری از دکتر حسین آفریده-دکتر عباس سلیمی نمین-سید ابراهیم نبوی-الهه کولایی- دکتر موسی غنی نژاد- آرش نراقی- محمد صادق جنان صفت- علیرضا رجایی-دکتر اسماعیل کهرم-بیژن اسدی پور- قطب الدین صادقی- افشین قطبی-فیروز کریمی و... است.
در این ویژه نامه مطالب و گزارش هایی به این شرح می خوانید:نگاهی به اجرای طرح امنیت اجتماعی در سالی که گذشت-از شعار تا واقعیت مردی از جنس مردم-عملکرد یک ساله شورای شهر رشت( ۹ گانه های ناکامی)- سیاست زدگی روشنفکری دینی-سه تفنگدار طناز(بیژن اسدی پور.پرویز شاپور.عمران صلاحی)-نوروز ایرانیان و گزارش تاریخ- نامه ای به فیدل کاسترو- تاتر ایران در سالی که گذشت-انحلال فوتبال- اندیشه ی آزادی جان مایه انقلاب صنعتی- نفت ۹۰ دلاری هم تهدید است- چهار دیواری اختیاری نیست- و...

قبل از انتخابات هشتمین دوره ی مجلس شورای اسلامی بحث و نظرهای متعددی راجع به نحوه ی انتخابات در گرفت.از ترکیب اعضای ستاد انتخابات کشور گرفته تا نوع برگزاری انتخابات، نحوه ی بررسی صلاحیت ها و... . آن گونه که اصلاح طلبان ادعا می کنند انتخابات کنونی از شاخصه های یک انتخابات سالم، رقابتی و عادلانه به دور است.گواه شان هم رد صلاحیت فله ای کاندیداهای جناح اصلاح طلب است.مساله ای که به عقیده ی خاتمی موجب شد "اصلاح طلبان مظلومانه در انتخابات شرکت کنند و برای برهم زدن نقشه های آنان(؟!) در صحنه انتخابات حضور داشته باشند."
این مراحل به ترتیبی که عنوان شد گذشت.اما از نشانه های یک انتخابات آزاد به جز آزادی انتخاب کنندگان در رای دادن یا انتخاب شوندگان برای نامزد شدن، آزادی گردش آزاد اطلاعات و اطلاع رسانی آزاد رسانه ها از کلیه مراحل انتخابات هم است. یعنی از ثبت نام کاندیداها تا رصد کردن شمارش آراء در روز انتخابات. مراحل قبل به شیوه ای که عنوان شد گذشت.فقط امیدواریم که این مرحله از انتخابات رسانه ها بتوانند از تمام مشاهدات خود راجع به نحوه شمارش آراء و نیز تخلفات صورت گرفته در روز ۲۴ اسفند را به شکلی آزاد به عموم جامعه اطلاع رسانی کنند. این کمترین انتظاری است که می شود از یک مدل انتخابات(نه دموکراتیک بلکه به شیوه ی خودمان!) داشت.
پی نوشت:آرزو بر ما عیب نیست البته!
پی نوشت(بی ربط): سالی که نکوست از بهارش پیداست!!
تماشاچی نباشیم وقتی
ايراني هم هستيم

چند سال اخير شاهد پديدههاي عجيبي هستيم . آخرين سنگرهاي فرهنگ و ادب ايراني در ايامي که ما در خواب اصحاب کهف به سر مي بريم ، توسط ديگر ملل دور و نزديک پاس داشته مي شوند . اما اين دوستي خاله خرسه صرفا به خاطر پاسداشت وتکريم فرهنگ و ادب ايراني نيست. چندي ديگر همان ها که در برگزاري يادمان و پاسداشت پيشگام هستند ، اين شعرا و مفاخر ايراني را به نام کشور خود سند مي زنند تا بتوانند بخشي از فقدان هويت فرهنگي خود را جبران کنند.
آنوقت ما در چنين ايامي بر سر پخش فيلم سنتوري که پروانه نمايش هم دارد چانه زني مي کنيم که پخش بشود يا نه ؟ مشکل اخلاقي دارد يا نه ؟ جامعه را دچار مشکل مي کند يا نه؟ و ...
به راستي طي اين سالها چقدر از آخرين آثار به جا مانده از هويت « ملي » مان ياد شده و به آن مناسبت تکريم و تجليلي صورت گرفته است. اينجا اصلا قصد بر نگارش کلماتي برخاسته از احساسات ناسيوناليستي و يا توهين به اديان نيست، اما مثلا ببينيد که در کشوري مثل ايران با آنهمه سابقه و قدمت تاريخي يا صحبتي از مسايل ملي نميشود يا حتما در کنار آن ، عناوين مذهبی هم قيد مي شود تا مساله قابل طرح باشد. مثل نامگذاری یک سال به دو عنوان "اتحاد ملی " و "انسجام اسلامی". البته این نامگذاری نباید باعث شود انسجام اسلامی، اتحاد ملی را تحت الشعاع قرار دهد. اما گویا با وضعیت موجود راه به جایی نمی بریم.
وقتي بر هر چه که عنوان « ملي » دارد خط مي زنيم ، دوست نداريم جملاتي مانند سينماي ملي ، فوتبال ملي ، عرق ملي ، آثار و تمدن ملي و.. چندان و بدون پيوند به جملاتي ديگر در جامعه طرح شده و جا بيفتد.
ايام انتخابات نزديک است؛ جالب است در همين ايام هم تنها دليلي که براي افزايش مشارکت مردم در انتخابات از سوي رسانه ها و مراکز رسمي مطرح مي شود ، نااميد کردن نيات پليد« دشمنان » و مشت محکم زدن بر دهان « ياوه گويان » است . مردمي که تنها به اين منظور « بايد » پاي صندوقهاي راي حاضر شوند. اما براي اين مشارکت و حضور حداکثري در انتخابات هيچ گاه دليل ملي و عشق و پاسداري از اين مرز و بوم ( سرزمين ايران ) ذکر نمي شود .
در چنين شرايطي تنها کار باقيمانده برايمان « تماشا » کردن تاراج فرهنگ ايران است. در ايامي که هنوز هم چالشهاي ديرپا و نزاع هاي لفظي بيهودهاي بر سر مسايل مختلف در کشور وجود دارد ، شايد راحت ترين کار اين است که « تماشاچي » باشيم تا اهل «تکريم » و « حراست » از آخرين داشته هايي که نشان مي دهد سواي گرايشات مذهبي ، ايراني هم هستيم.
در باب مشاركت سياسي مردم
از بترسید، می ترسند
نبرد چپ و راست پاياني ندارد. انگار بايدي وجود دارد تا هر سال يك انتخابات در ايران برگزار شود تا اين نزاعها براي بقا در صحنهي قدرت ادامه يابد. جالب است در اين ميانه، يكي از استراتژيهاي ثابت و البته تازه ظهور يافتهي هر دو جناح موجود در كشور براي افزايش مشاركت مردم و در نهايت كسب آراي بيشتر « ترس» از عواقب پس از انتخابات است. آنها مردم از عواقب شومي ميترسانند كه ممكن است در صورت عدم راي به كانديداهاي طيف خود دامنگير جامعه شود.
اصولگرايان كه مدعي آنند در چارچوب نظام و اعتقاد به مباني ولايت فقيه، جمهوري اسلامي و اصول ارزشي گام بر ميدارند، همواره مردم را از اين ميترسانند كه عدم راي شهروندان به كانديداهاي آنان، حوزهي حاكميت را به سمتي پيش ميبرد كه موجب از هم گسيختگي و هرج و مرج جامعه، خروج از اصول و ارزشها و انحراف از مسير و اهداف اسلامي انقلاب و نظام ميشود. اصولگرايان با يادآوري ظلم و ستم ادوار گذشته و رنج گذشتگان، به اقشار جامعه توصيه ميكنند كه آگاهانه در كارزار انتخابات قدم گذاشته و افرادي را برگزينند كه واجد اين شرايط باشند. در غير اين صورت همهي آنچه كه « آرمانهاي انقلابي ـ اسلامي» ناميده ميشود از دست خواهد رفت و ديري نخواهد پاييد كه شاهد حضور و دخالت بيگانگان در ادارهي امور كشور خواهيم بود.
از سوي ديگر اصلاح طلبان ايراني، با اشاره به برشمردن اهداف اوليهي رهبران انقلاب، تحقق جمهوريت نظام را خواهانند و « توجيه» حضور خود در ساختار قدرت را به آنچه جلوگيري از انسداد سياسي و اجتماعی مينامند، ربط ميدهند. آنان با اشاره به شرايط روز كشور، از اقشار جامعه، خصوصاً قشر تحصيلكرده و دانشگاهي ميخواهند تا براي دست يابي به دموكراسي، حقوق شهروندي، حقوق اقليتها و زنان، افزايش مشاركت سياسي و ارتقاي آگاهيهاي جامعه، آزادي بيان و .... به كانديداهاي اين جريان راي دهند تا به عقيدهي خود مانع از تشكيل آنچه « دولت اسلامي» به جاي « جمهوري اسلامي» خوانده ميشود جلوگيري كنند. از اينكه روزي به جايي برسيم كه تمام نهادهاي قدرت يكدست شده و از حضور گروههاي منتقد، احزاب و ... خبري نباشد.
و اين نبرد همچنان ادامه دارد... « ترس» حالا به ابزاري تبديل شده تا مردم به هر نحو ممكن شده به كانديدايي يا جرياني راي دهند كه مانع از بروز اتفاقات پيش بيني شده شوند. اما آنچه كه در عرصهي واقعيت اتفاق ميافتد اين نيست. هر دو گروه با اندكي اختلاف ـ كمي كمتر يا بيشتر ـ در انتخاباتها راي ميآورند. انتخابات و فصل گمانه زنيها، شايعات و تخريب تمام ميشود و در نهايت نه آن اتفاق ميافتد نه اين. نه انسداد رخ ميدهد نه دموكراسي با تمام ابعادش محقق ميشود.
ايران كشوري است با اقوام مختلف و تجربهي حضور در عرصهي سياسي همهي مردم ايران به اندازهي سران احزاب و گروههاي مختلف سياسي كشور نيست اما عملكرد شهروند ايراني به گونهاي است كه نشان داده در تجربه و حتي فهم سياسي ـ حتي ـ از آنها كه ادعا ميكنند چيزي كم ندارند. به همين خاطر صلاح را در اين ميبينند، نه يك سر ماجرا بلكه حد وسط را بگيرند . اين براي ادامهي ثبات حداقلي در شرايط حاضر شايد بهترين شيوه باشد. چرا كه آنان مردم تلفيقاند و نه تفريق و با رفتار انتخاباتي خود ثابت ميكنند كه خواهان حفظ و به دست آوردن مسايل مطرح شده توام با هماند. تجربهي 27 سال انتخابات در كشور به روشني نشان ميدهد، ايرانيها از همه چيز ميترسند . هم از نبود دموكراسي هم از خروج از ارزشها.



