آری، اینچنین بود برادر...

امروز 29 خرداد، سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی است.او که در دستور زبان زندگی اش " اندیشیدن، خواندن، نوشتن، پرستیدن، ارادت ورزیدن، عصیان کردن، تنها بودن، رنج کشیدن، ایثار کردن، ....از غذاها بیفتک، از نعمت ها قلم، از رنگ ها خاکستری، از بازیچه ها فندک، از مخاطب ها دفتر و از آرزوها آزادی را..."(به تعبیر خود) برگزیده بود!
30 سال از آن زمان گذشت.حالا قضاوت های متعددی راجع به شریعتی وجود دارد.از اینکه او را در دهه های قبل به دینداری التقاطی و سیاستمداری وابسته خواندند تا دهه ی اخیر که او را بنیادگرا، مخالف حقوق بشر و دموکراسی و... می نامند و معلوم نیست دهه های بعد چگونه درباره ی او که با تمام بود و نبودش هنوز در جامعه اثر دارد به قضاوت خواهند نشست. از یک رو شاید شریعتی را مصداق این جمله ی آشنا که " هر انقلابی فرزندان خود را می خورد" بدانیم. اما همانگونه که گنجی می گوید:"نقد شریعتی، نقد گذشته ی ماست" و حال چه خوب است برای آینده خود گذشته ی خود را به نقدی اصیل بنشینیم، نه شریعتی که تمام کسانی که مردان زمانه خود بودند را بازشناسی کنیم. قطعا ساختن آینده هزینه هایی دارد که از جمله ی آن ها نقد غیر متعصبانه ی امثال شریعتی است که اندیشه اش آرمان های یک نسل بود. اما سمت و سوی امروز جامعه در خصوص نقد شریعتی برای جامعه ای که عادت دارد یا "ابلیس" بسازد یا "قدیس" خوب است. شاید اندیشه ی دکتر شریعتی پس از سی سال اینچنین باقی مانده تا ما بتوانیم با بازخوانی آن، نقد را تمرین کنیم و مسایل را به شکلی سیاه و سفید ببینیم نه فقط سیاه یا سفید. اگر آثار شریعتی و اندیشه اش امروز این خاصیت را برای ما داشته باشد، باید آن را ارج نهیم و از او ممنون باشیم که پس از مرگ هم همچنان آگاهی می دهد.این نشان از زندگی شریعتی دارد. چه بخواهیم یا نه او هنوز هم زنده است و شاید حضور آرام او در بطن و متن زندگی ما دلیلی جز همین "آگاهی" نداشته باشد.
کسی چه می داند، شاید هم نقد امروز ما از شریعتی، به آیندگان ما بیاموزد که فرداها چگونه ما را به نقد بنشینند و به چه شکل متهممان کنند که کمترین حقی از متهمانی به نام "گذشته" ضایع نشود. ما که امروز می گوییم شریعتی با مبانی حقوق بشر مخالف بود، آیا به کمترین حقوق این متهم ( که قطعا نیاز است او و امثال او که گذشتگان ما هستند محاکمه شوند) ارج می نهیم...؟!
اعلام عدم تمایل لاریجانی نسبت به ادامه ریاست مجلس
علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی که ابتدا به عنوان رییس موقت و سپس با رای نمایندگان به عنوان رییس دایم مجلس شورای اسلامی انتخاب شده است صبح امروز در اقدامی عجیب و در جمع خبرنگاران اعلام کرد که تمایلی به ادامه ی ریاست مجلس ندارد و صلاح را در آن می بیند که صندلی ریاست پارلمان را ترک کند.
وی درباره دلایل عدم تمایل خود برای ریاست مجلس شورای اسلامی پس از دو هفته اعلام کرد: بنده از ابتدای انقلاب تاکنون تمام پست هایی را که گرفته ام انتصابی بوده و هیچ یک از مشاغلم بر حسب انتخاب و آراء کس یا کسانی نبوده است. بنابراین بنده هیچ تمایلی برای ریاست مجلسی که با انتخاب نمایندگان به دست آمده نداشته و ندارم و طبعم با چنین روش های دموکراتیکی سازگار نیست.
وی افزود:هر چند که برای انتخاب ریاست مجلس تنها نامزد احراز این پست بودم و منصب اخیرم دست کمی از انتصاب ندارد با این حال برای ایجاد تغییر و هوای تازه در فضای بهارستان صلاح را در آن می بینم که دست از ریاست مجلس بردارم.
علی لاریجانی همچنین با قرائت شعری تحت این عنوان که " ما بدین در نه پی آبنبات آمده ایم"اضافه کرد: متاسفانه در اینجا هم در غلطانِ مورد نظر یافت نشد.
گفتنی است با توجه به اینکه لاریجانی این حرف را در حاشیه ی جلسه ی سران دو قوه(مقننه و مجریه) گفته است، آقای الهام بدون هیچ قصد قبلی این جملات را از دهان وی شنود کرده و بلافاصله تمایل خود را برای تصدی پست ریاست مجلس اعلام نمود. الهام به یکی از اصحاب رسانه گفت: از آنجایی که بنده شیفته ی خدمتم و نمی توانم خالی ماندن منصب و کرسی ای را تحمل کنم...
طبق گزارش های واصله دکتر احمدی نژاد هم موافقت و رضایت خود را نسبت به این مساله ابراز داشته و حکم انتصاب دکتر الهام به سمت ریاست مجلس را صادر کرده است. وی در هنگام ابلاغ این پست به الهام، گفت: اصولا طبع ما با تغییر و تحول و جابجایی سازگار است و چه خوب است دوستان مجلس در سال نوآوری این رویه را به مانند دولت در پیش گرفته و نگذارند مافیای مدیریتی همچنان بر صندلی ها جا خوش کنند.
رئیس جمهور پس از اطلاع از اینکه رئیس جمهور نمی تواند رئیس مجلس را منصوب کند این مساله را با مافیا مرتبط دانست.
در همین راستا برخی گمانه زنی ها حاکی از آن است که از آنجایی که محمد رضا باهنر در حال پیدا کردن شغل برای نمایندگان سابق مجلس هفتم بود نتوانست اظهار نظر جدی در این خصوص کند اما قول داد به زودی رای های چشمگیری را از نمایندگان موافق استعفای لاریجانی بگیرد.
گفتنی است کناره گیری لاریجانی از سمت ریاست مجلس ربطی به طهماسب مظاهری ندارد و این دو حتی یک بار هم با یکدیگر شام نخورده اند چه برسد به اینکه راجع به نقاط مشترک خود صحبت کنند. اما مسایل به وجود آمده علامت های خاصی در حوزه ی سیاسی کشور دارد و برخی از آگاهان حتی از نقش مافیای وابسته به رییس سابق مجلس در این ماجرا خبر می دهند. برخی از وابستگان رییس جمهور هم خبر از تحقیق و تفحص کمیته ی مافیا یاب هیات دولت در این زمینه داده اند.
روز گذشته هم صحن علنی مجلس تحت الشعاع این موضوع قرار گرفته بود. چنانکه برخی از نمایندگان حامی لاریجانی با شعار:"لاری- گیت خسته ای، به جان ما بسته ای" حمایت خود را از وی اعلام کردند.
>>مشاهده کنید بازتاب این گزارش را در روزنامه کارگزاران
مهندس هدايت آقايي، عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران در رشت
انقلاب، نشانه ی عقب ماندگی است
نخستين کنگرهي استاني حزب کارگزاران سازندگي، عصر روز پنجشنبه در محل دفتر اين حزب در رشت برگزار شد. در اين مراسم که جمع زيادي از فعالان سياسي، اعضاي حزب کارگزاران منطقه گيلان، مهندس هدايت آقايي عضو شوراي مرکزي اين حزب و عضو کميسيون برنامه و بودجهي مجلس سوم شوراي اسلامي به سخنرانی پرداخت.
وی با ابراز خرسندي از برگزاري کنگرهي استاني اين حزب در گيلان و با اشاره به مسايل کار حزبي در جمع اعضاي احزاب اصلاح طلب گيلان گفت: اعضاي حزب کارگزاران از بدو تاسيس تاکنون که توانستهاند با امکانات موجود خود، اين حزب را همچنان فعال نگه دارند و مايل به همکاري با ديگر احزاب هستند. به هر حال همهي ما از يک طيف هستيم منتها تحت عناوين مختلف که در گروهها و سازمانهاي سياسي مختلف فعاليت ميکنيم و حزب کارگزاران علاقمند تداوم به تعامل و همکاري با اين احزاب است. همچنين از ديگر احزاب و اعضاي فعال آنها که سعي داشتند همگرايي خود با کارگزاران را حفظ کنند تشکر ميکنم که نهايت تلاش خود را کردند.
آقايي در ادامه افزود: واقعيت اين است که حضور احزاب در هر جامعهاي مسايل خاص خودش را دارد. اصولاً حزب زاييدهي نظام دموکراتيک در جوامع است و وقتي هم که نظام دموکراتيک باشد، چارهاي جز اينکه سازمان سياسي داشته باشد، ندارد. اگر غير از اين باشد، آراء مردم به شکل بياثر باقي ميماند. به هر حال حزب و سازمان سياسي در چنين جوامعي بايد تشکيل و فعال شده تا در جامعه به عنوان يک ضرورت نهادينه شود. البته دلايل ضعف احزاب و گروهها يکي از مسايل پيش روي احزاب است.
ادامه مطلب
سه گانهي تعطيلات
۱- چند روز تعطيلي اواخر هفتهي گذشته باز هم داستاني تکراري براي استانهاي شمالي به دنبال داشت. هجوم متعدد مسافراني که از نقاط مختلف، خصوصاً استانهاي همجوار به گيلان و مازندران و.... ميآمدند تا به اصطلاح بهرهي کافي را از اين چند روز تعطيلي ببرند. خب، شايد هم حق داشتند که پس از چند وقت کار و تلاش از اين تعطيلي چند روزه استفاده کرده و لذت ببرند. اين اتفاق يعني برنامهريزي اغلب شهروندان براي چند روز تعطيلي خيلي جالب است. حداقل در کشوري که اکثر شهروندانش ( برعکس ساير نقاط دنيا) براي تعطيلي آخر هفته برنامهاي ندارند، جالب است. کشوري که شهروندانش سالهاست روزهاي پنجشنبه و جمعه را در خواب و استراحت سپري ميکنند و منتظر ميمانند تا هفتهي کاري دوباره از راه برسد. نه تاتر، نه سينما، نه پارک و فضاي سبز، نه سيرک، نه کنسرت و نه ....، ظاهراً هيچ برنامهاي جالبتر از خواب و استراحت وجود ندارد و اغلب هم نام اين تنبلي و به تفريح نپرداختن را « ماندن در کنار آغوش گرم خانواده»! تعبير کرده و به آن هم ميبالند. هر چند که تعدادي هم به اين دليل که هر کدام از اين برنامه ها در کشور به دليل مميزيهايي که اعمال ميشود، ارزش ديدن و وقت گذاشتن ندارد و تنها اعصاب آدم خرد ميشود اما به هر حال اين نکات را گفتم که بگويم در اين شرايط برنامهريزي براي سفري چند روزه، از سوي اينچنين مردمي جالب است.
۲ـ اما هجوم مسافران به جادهها، مصايب زيادي به همراه دارد. مصايبي که دست کم اغلب ايرانيهاي « سفر دوست» آن را تجربه کردهاند. ترافيک، قفل شدن جاده، تصادف، عدم امکانات زيربنايي گردشگري، بينظمي و شلوغي و ... با اين وجود و تکرار اين اتفاقات مردم باز هم به سفر در مواقع اينچنيني علاقه نشان ميدهند و تنها کافي است که در تقويم رسمي کشور چند روز تعطيل مشاهده کنند تا براي آن برنامهي سفر بچينند. در حالي که خود از قبل ميدانند رفتن به سفر بدون اين مشکلات نخواهد بود. شايد براي برخي جالب باشد که دليل اين همه اشتياق به سفر ايرانيها، آن هم در شرايط سخت و بسيار نامنظم را بدانند.
نميدانم اين گفته تا چه حد درست است اما به نظر ميرسد جماعت ايراني با وجود آگاهي نسبت به مشکلات سفر، سفر ميکنند. جماعت ايراني با وجود آگاهي نسبت به مشکلات سفر، سفر ميکنند تا براي چند روز هم که شده از شرايط اسفبار يک زندگي تکراري و بدون تغيير و سراسر مشکل رهايي يابند. اينکه روزي بيدار شوند که در آن در صف مرغ و گوشت و شير و نان و ... نايستند. روزي که قرار نيست نيمي از ساعات آن را به ماندن در بانک براي پرداخت اقساط اختصاص دهند. روزي که واقعيت اقتصادي کشور باز هم « تورم» را براي آنان به ارمغان نميآورد. روز و روزهايي که ناگزير از کار کردن از « کلهي سحر تا بوق سگ» براي چرخاندن چرخ زندگي تکراري و ملال آور خود هستند. روزهايي که تمام خبرهايي که از رسانهها مخابره ميشود چيزي غير از شادي است و اين همه برنامههاي فرهنگي و هنري که توليد ميشود ( با وجود تلاشهايي که ميشود) نه در راستاي آگاهي بخشي مستقل است و نه در راستاي ايجاد « شادي»! پس چقدر بايد براي شهروندي اينچنيني فرار چند روزه از واقعيتي به اسم « زندگي» جذاب باشد. فراري که اسمش « سفر» است و البته اين سفر با مشقات زيادي همراه است که تنها ميتواند موضوع صحبت مناسبي براي چند روز آيندهي آنها پس از سفر باشد.
۳-ايران کشوري است که بيشترين آمار تعطيلات رسمي را دارد. همين مساله چند سالي است که در مجالس شوراي اسلامي محل بحث و مناقشه است. اما نمايندگان مجلس هم به هر دليل ممکن ورود جدي به اين بحث نکردهاند. برخي مذهبيون معتقد به حذف تعطيلي برخي اعياد و مناسبتهاي ملي و به جاي آن تعطيلي مناسبتهاي مذهبي هستند.
برخي هم معتقد به حذف تعطيلي مناسبتهايي مثل ايام شهادت و رحلت و به جاي آن تعطيلي ايام ولادت معصومين و ساير شخصيتهاي ملي و مذهبي هستند. يادمان نرود چند روز تعطيلي هفته گذشته به مناسبت ارتحال امام خميني (ره) بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي، قيام 15 خرداد و شهادت حضرت فاطمه (س) بود. بالطبع کساني هم که به مسافرت ميروند براي لحظهاي شادي ميروند. خانوادههاي زيادي بودند که در اين ايام به نقاط ديدني رفته و سعي داشتند ( بنا به توضيح گفته شده) به شادي و تفريح بپردازند.ما کشوری هستیم که ادعای اسلامی بودن داریم و طبق آمار بیش از ۹۰درصد مردم مسلمان و شیعه هستند. اما رفتار چند روز گذشته شهروندان ایرانی کمتر تناسبی با اعتقادات دینی آنان دارد.
فراموش نکنيم که « شادي حق مردم است» اما اي کاش اين تعطيلات در ولادت امامان و شخصيتهاي ملي و مذهبي باشد تا شادي کردن مردم موجب نشود که هر روز بيشتر به اين نتيجه برسيم که تنها در شناسنامه معتقد به اعتقادات ديني هستيم. حداقل براي ما که ادعاي اسلامي بودن داريم وگرنه فرقي نميکند که در چه روز يا تاريخي تعطيل باشيم. حداقلش اين است که دوگانگي رفتاري ما ايرانيها کمتر به چشم ميآيد و آگاهان را به اين حيرت وانميدارد که، ما که براي حل جزييترين مشکلمان به دنبال « آجيل مشکل گشا» و « آش نذري» هستيم، چرا در روز شهادت فلان شخصيت ديني و مذهبي ( که تعطيل هم هست) اينقدر بيتفاوتيم؟!!
>>بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان در اعتراض به موج اخیر فیلترینگ وبلاگ ها.برای امضاء به بوی خاک مراجعه کنید.
بعد از دو سه هفته دوری از فضای مجازی(آنهم به شکل اختیاری) بالاخره برگشتم تا از همین جا دوباره اعلام موجودیت کنم! در این مدت هر چند سعی کردم تا حدود زیادی از فضای خبری فاصله بگیرم تا حین پرداختن به امورات شخصی اندکی در آسودگی و بی خبری به سر برم اما چون در ایران برعکس همه جا "بی خبری بد خبری است" توسط دوستان کمی تا قسمتی از اطراف و اکناف عالم خبر داشتم تا این بی خبری نگرانم نکند! طی این مدت مجلس هفتم به پایان رسید، جناب لاریجانی در انتخاباتی بی رقیب و کاملا دموکراتیک!!به ریاست مجلس هشتم رسید، سالگرد ارتحال امام خمینی و قیام 15 خرداد بود و از این همه مهمتر که رییس جمهوری تا اطلاع ثانوی حرفی نزد و وقتی هم که حرف نمی زند انگار که تمام سوژه های ناب خبری خود به خود از بین می روند و... . البته خدا کند همه ی این خبرها با همین تفاصیلی که گفتم راست باشد.راست باشد که وزیر کشاورزی و نیرو برای حل مشکل کشاورزان به گیلان آمده اند، راست باشد که امسال با آدرس هایی که می دهند "بوی بهبود" ز اوضاع می رسد، راست باشد که اجناس ارزان می شوند، راست باشد که فاصله ی طبقاتی کم می شود، راست باشد که فشار دوباره ای بر وبلاگ نویسان نیست و تحمل مخالف البته یک شوخی ساده نیست.
خدا کند همه چیز راست باشد.مثل برگشتن من به فضای مجازی.مثل انعکاس نوشتن من و امثال من نه به شکل مجازی و نمادین که ناب و حقیقی... خدا کند که در عصر اقتدار راست ها همه چیز راست باشد!
(ضمنا از دوستانی که طی این مدت جویای احوالم بودند ممنونم. این شعر هم تقدیم به همه این عزیزان)
دوستی با هر که کردم خصم مادر زاد شد
آشیان هر جا گرفتـم لانـه صیــــــــاد شد
آن رفیقی را که با خون و دلـم پـروردمـش
وقت کشتن بر سـر دار آمـد و جلاد شـد ...



