درد حرف نیست
درد نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟!...
(قیصر امین پور)
کاربران گرامی- دوستان ارجمند و عزیزم
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد. از توضیح و ارسال نظر به صورت عمومی و خصوصی برای شما عزیزان معذورم.متشکرم.
حلول ماه مبارک رمضان بر همه مسلمانان مبارک باد
دربارهي حضور مجدد خاتمی در انتخابات سال آينده رياست جمهوري
دیگر شما را نمی بخشند!
مهم ترين دغدغهي امروز اصلاح طلبان«وحدت گرايي» و رسيدن به اجماع براي معرفي کانديدايي است که«مشي اصلاح طلبانه» داشته باشد.
اردوگاه اصلاح طلبان حدود ده ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري تلاشهاي بسياري ميکنند که هم موجبات اتحاد و همدلي نيروهاي درون حزبي رابيش از پيش فراهم آورند و هم سعي ميکنند کساني را که به نوعي هنوز در«قهر فکري» با آنان به سر ميبرند به دعوت دوباره فرا خوانند.
از همين الان مشخص است که منظور و مقصود اصلاح طلبان از«مشي اصلاح طلبي» براي فردي که عنوان کانديداي اصلاح طلبان را در انتخابات سال آينده رياست جمهوري يدک ميکشد، مفهومي کلي بوده و واضح است بيشترين تاکيد اين مفهوم کلي، اين نکته است که فرد برگزيده اعتقادي به«انقلاب کردن و کودتا» و توسل به«نيروهاي خارجي» و اصلاحات از«بيرون» نداشته نباشد.
به غير از اين هر کسي صرف داشتن صداقت در گفتار و محبوبيت و کمي هم چاشني عملگرايي يا پراگماتيستي ميتواند عنوان فردي اصلاح طلب را که ميتواند راهبرد و سياستهاي اصلاح گرايانه اين جناح را پيش ببرد، بگيرد! شکي نيست که احزاب اصلاح طلب يا همان گروههاي ائتلاف در اين گيرو دار سراغ سهلترين و ممکنترين گزينه يعني«خاتمي» ميروند که هم تجربهي هشت سالهي رياست جمهوري را دارد و هم از محبوبيت نسبي برخوردار است. اگر رييس جمهور سابق دوباره براي کانديداتوري اعلام آمادگي کند، نورعلا نوراست و اردوگاه اصلاح طلبان و کلا جريان چپ مشکلي از بابت دغدغههاي مربوط به معرفي کانديدا نخواهند داشت.
دغدغهي جانشيني براي خاتمي و اصلا آمادهسازي نيروهاي احزاب اصلاح طلب براي نامزدي در انتخابات سالهاي آينده مجلس و رياست جمهوري آنقدر براي اين طيف خالي از معناست که برنامهريزي مدون و اصولي براي اهدافي که تنها نامي از آنها باقي مانده است. احزاب اطلاح طلب در اين ايام کاري به«نقد» اصلاح طلبي و مشخص کردن استراتژي خود به شکل واضح و روشن و ساير برنامهها ندارند.
مهمترين دغدغهي آنان براي رسيدن به اجماع اصرار به«خاتمي» براي حضور دوباره است و در اين بين تا حدودي هم رقابت با حزبي که عنوان اصلاح طلب دارد. (اعتماد ملي) اما قصد دارد در تمام انتخابات خود را مستقل نشان دهد تا به بهانهي وزن کشي و... تا ميتواند به جناح خودي حمله کند!
بنابراين خاتمي بهترين گزينه براي احزابي است که نه برنامه و استراتژي مشخصي دارند و نه تعريفي جامع و کامل از«مشي» اصلاح طلبي، و سياست ورزي را تنها به «حضور» در انتخابات خلاصه کردهاند. اما ورود خاتمي خود بحثهاي بسياري به دنبال داشته و دارد که البته افکار عمومي تاکنون پاسخ درخوري دربارهي شبهات متعددي که در اين رابطه دارند دريافت نکرده اند.
دوباره ناگزيرم اوضاع و احوال احزاب اصلاح طلب در ماههاي اخير را اينگونه تشريح کنم که آنان خوشبينترين گروه سياسي کشور هستند. طوري که اعلام آمادگي خاتمي را گامي قطعي و جدي براي شکست حريف ميدانند. اما نميدانند و يا شايد هم نميخواهند حس خوشبيني خود را با اين احتمالات از بين ببرند که قشر کثيري از مردم حداقل در سه سال اخير با مشاهدهي تورم و افزايش نقدينگي و عادت به اقتصاد صدقهاي دولت نهم و وامهاي متعدد با توجيهات مختلف، بيشتر در فکر حل مشکلات معيشتي و اقتصادي خود هستند و شايد درصد بسيار کمي از آنها هنوز هم در حال و هواي خرداد 76 و آزادي و دموکراسي و جامعه مدني و...(شعارهاي آن زمان خاتمي) هستند. هر چند ممکن است که اصلاح طلبان ادعا کنند که اينبار با رويکرد اقتصادي و بهبود شرايط زندگي مردم و کاهش شکاف طبقاتي دهکهاي مختلف جامعه به ميدان خواهند آمد. اما شتابزدگيهاي متعدد دولت نهم در حوزهي اقتصاد که منجر به نارساييهاي زيادي در اين زمينه شده، ديدگاه بسياري از طيفهاي اصولگرا و اصلاح طلب را حداقل از بعد اقتصادي به هم نزديک کرده و مثلا کسي نيست که امروز صحبت از اقتصاد آزاد، خصوصي سازي، اصلاح يارانهها و.... را مغاير و مخالف ارزشهاي انقلابي بداند. بلکه اجراي درست و دقيق آن را گامي در جهت تحقق عدالت ميدانند.
ميماند، توسعهي سياسي، جامعهي مدني و دموکراسي و... مفاهيمي از اين دست که هميشه يک پاي اصلاح طلبان ديروز و امروز در اين زمينه لنگ است. خاتمي اگر بيايد، آيا شرايط جامعه عوض خواهد شد؟ بخشي از مطالبات اين چنيني قشر نخبه و منتقد و دانشگاهي برآورده خواهد شد؟ طرحها و لوايح دولت اصلاح طلب فرضي در آينده، ممانعتي از سوي مجلس و شوراي نگهبان نخواهند ديد؟
اصلاح طلبان به همهي اين مسايل واقفند، اما جسته و گريخته اعلام ميکنند که بالاخره اصلاح طلبي هزينههايي دارد اما اينبار آنها سياستمدارانهتر عمل خواهند کرد و يا اقلاً راههايي را براي به کرسي نشاندن حداقل نيمي از اهداف خود به کار خواهند بست. البته به شرطي که همهي نيروها و اقشار جامعه حمايتهاي لازم را از دولت اصلاح طلب بکنند.
اينها همه شايد علايم خوبي براي گشودن بخت«قدرت» اصلاح طلبان باشد و خاتمي واقعا تصميم بگيرد که بيايد و مردم هم با راي به او فرصت دوبارهاي را براي آزمودن اصلاح طلبان ايجاد کنند و او دوباره رييس جمهور کشور شود، اما اصلاح طلبان نبايد فراموش کنند که اين بار ديگر مردم آنها را نخواهند بخشيد. ديگر کسي توجيه«نميتوانيم» و«نشد» را قبول نميکند، چون اصلاح طلبان از قبل و با علم به موانع متعدد روي کار آمدند، بنابراين اگر در هشت سال گذشته طيف هاي مختلف جامعه صبر کردند و بيان صادقانهي خاتمي را در خصوص مشکلات ايجاد شده و ممانعتهاي انجام گرفته باور کردند و او را بخشيدند تا همچنان مرد محبوب عالم سياست ايران باقي بماند، در صورت رياست جمهوري مجدد او و احتمالا بروز همان اتفاقات(حال با شدت کمتر يا بيشتر)ديگر او را نخواهند بخشيد. حداقل فرق خاتمي ديروز و امروز آن است که اگر ديروز به مرور با شرايط آشنا شد و مشکلات را از نزديک حس کرد، امروز او و همهي هم سلکانش همه چيز را ميدانند. به همين خاطر طيفهاي مختلف در صورت به قدرت رسيدن دوبارهي اصلاح طلبان، چهرهي عملگرايانهتري را از آنان انتظار دارند.
مسلما کسي نميخواهد خاتمي مدل 89 در بيان مواضعاش شبيه رييس جمهور فعلي شود، اما مسلما کمتر کسي دوست دارد که خاتمي عين سالهاي 76 تا 84 در همهي مسايل آنقدر در پيشه کردن سياست«تسامح و تساهل» زيادهروي کند که طيف زيادي از همراهي با اصلاح طلبان روي برگردانند و اندک اعتماد باقيمانده خود را به آنان از دست بدهند. شاید طفره رفتن خاتمی از اعلام آمادگی خود در انتخابات به این دلیلی باشد که او نمی خواهد "قهرمان" باشد، اما اصرار اصلاح طلبان به خاتمی برای حضور دوباره موید گفته ی بزرگی است که می گفت:" بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد!".
>> از همه دوستانی که در این رابطه نظری و دستی به قلم دارند خواهشمندم بیکار ننشینند و بنویسند تا لینکش را در وبلاگم بگذارم.ممنون
>>در همین زمینه مطلبی از آرش بهمنی
>>حضور مجدد خاتمی در انتخابات سال آینده- نوید عزیز
>>يك خانه تكاني ديگر در راه است!- مهدی رفعتی
بزرگ ترین شهامت!

روی درب اداره بهداشت رشت پرده ای نوشته اند به این مضمون: بزرگ ترین شهامت در زندگی، "نه" گفتن به مواد مخدر است.
نتیجه ی اخلاقی: ما از این انشاء نتیجه می گیریم که بزرگ ترین شهامت در زندگی، همان "نه" گفتن به مواد مخدر است!!
*****
نتیجه اول: زنده باد! زنده باد!
نتیجه دوم: عشق شعار گفتن هم نمی تواند دلیلی باشد برای یاد گرفتن خود ِ شعار!
نتیجه ی نهایی: من چیزی مصرف نمی کنم! بنابراین مانده ام از مقادیر زیادی "شهامت" که در خونم انباشت شده و همینطور رو به تزاید است، چه کنم؟!!



