تبليغاتX
بـی سببــی

خوشبینی در دسترس نیست!

در باب تغییر به سبک آقای هاشمی

همیشه خوشبینی را دوست داشته و دارم. اما در بعضی موارد هر چه دست و پا می زنم نمی شود. هر چقدر سعی می کنم به این عقل ناقصم بفهمانم دنیا عوض شده و در راستای تغییر دنیا آقای هاشمی رفسنجانی هم عوض شده نمی توانم و نمی شود. این روزها هاشمی خیلی دوست داشتنی شده. از تشکیل دولت وحدت ملی  که زیر سر اصولگرایان است انتقاد می کند. به  سیاست های دولت و انحراف از برنامه های توسعه ای توسط دولت اعتراض دارد. و گویا در برخی موارد (طبق ادعای خود) در زمینه های اقتصادی بهتر از اصلاح طلبان بوده است. هاشمی در مدت اخیر پشت هم هشدار می دهد. توصیه های برنامه محور او جمعی را واله و شیفته خودش کرده است. همینطور خیلی هوای اصلاح طلبان را دارد. اما لعنتی هر کاری می کنم که بیشتر تغییر هاشمی را باور کنم نمی توانم. مرض لاعلاجی به جانم افتاده که به هیچ عنوان مبدل به خوشبینی نمیشود. ( در این زمینه به محمد قوچانی حسودی ام می شود!. یعنی باور تغییر هاشمی و حتی القا همسلک بودن او با اصلاح طلبان درقدرت نه که با کلیت آنان!) .

پی نوشت ۱:چقدر این قسمت از حرف های عباس عبدی را دوست دارم. در باب موضوع "هاشمی بدون روتوش" در مناظره با صادق زیبا کلام که گفت: بنده هيچگاه زير بار اين «مد» نخواهم رفت كه براي جا باز كردن در دل مخاطب چشم و گوش بسته لگد به گذشته بزنم و اسم آن را انتقاد از خود بگذارم. اين بازي‌ها بيشتر شبيه انتقاد از خود نظام‌هاي كمونيستي است. نان «انتقاد از خود فرصت‌طلبانه» را خوردن نان ارزشمندي نيست. «انتقاد از خود» وقتي شرافتمندانه است كه براي تحكيم موقعيت كنوني نباشد، به عبارت ديگر نان به نرخ روز خوردن نباشد. وقتي كسي با صداي بلند از خود انتقاد مي‌كند، و حضار گرامي هم براي او كف مي‌زنند، حتماً شك كنيد كه خرده ريگي در كفش وي است. چند سال بعد هم مجدداً همين بازي را براي سياستهاي كنوني‌اش در خواهد آورد بعلاوه كسي كه مدعي در اكثر موارد اشتباه كرده چرا درسي نمي‌گيرد كه مجددا اشتباه نكند؟!

پی نوشت۲: ایضا حال و روز امروز اصلاح طلبان ظاهرا نقد طلب هم کم از این واقعه اسفناک (انتقاد از خود فرصت‌طلبانه) نیست...!

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 4:3 | 87/09/21

روز دانشجو

 

۱۶ آذر، روز دانشجو مبارک!

یادشان گرامی...

 

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 21:43 | 87/09/15

 

به سوی افتخار!

نه پیپ می کشم/ نه پاپیون می زنم/ و نه هیچ کنفراس رسمی مرا به رسمیت نمی شناسد/ ای ایستاده در چمن آفتابی معلوم/ وطن من.../ کجای جهان اینهمه پنجره برای تنفس باز شده است...!!! زمانی چه افتخاری بود این نوع شعر گفتن و چه افتخاری بود این محل نگذاشتن های بین المللی...

حالا دارند مقبره ی شاعرش را می سازند تا بیشتر یادمان بماند افتخارات سست گذشته!

 

پی نوشت: وقتی رییس جمهور به باراک اوباما نامه می نویسد و محلش  نمی گذارد...

وقتی در اجلاس فائو رییس جمهور ایران( احمدی نژاد) و موگابه ی نازنین!( رییس جمهور زیمباوه) را به صرف شام دعوت نمی کنند....

باز هم افتخار می کنیم؟!

"... و هیچ کنفراس رسمی ای مرا به رسمیت نمی شناسد"..... هراتی عزیز؟

از این افتخارات باز هم در راه است... شاید!

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 13:1 | 87/09/13

 

....

چه دانستم که این دریای بی پایان چنین باشد؛ بخارش آسمان گردد، کفِ دریا زمین باشد، لب دریا همه کفرست و دریا جمله دین داران، ولیکن گوهر ِدریا، ورایِ کفر و دین باشد...

 (عطار نیشابوری)

 ****

همیشه به دو چیز خیلی فکر می کنم؛ دروغ و مرگ. مرگ را به خاطر این که همیشه و دیوانه وار دوستش داشته ام  و دروغ را که همواره از آن متنفر بوده ام ... راستی چه بازار گرمی دارد این روزها دروغ... چقدر حق به جانب تر از راست شده و مظلوم نمایی می کند. طوری که دیگر یادش رفته یک "دروغ" است و بس! من اما تا به حال راستگو تر از "مرگ" ندیده ام. شرافت مرگ به همه ی زندگی پر اغوا و دروغ می ارزد. چون همه را صد در صد و بی فریب می میراند. شاعری می گفت: «مرگ مثل نیشگان معشوق می ماند.» من "نیشگان" بی دروغ و راست مرگ را ترجیح می دهم به "نوازش" با دروغ و اغوای زندگی...

****

کهنه نقاب دروغ چقدر انسان را می فریبد. بعید می دانم کسی "انسان" باشد و دروغ بتواند اول خودش را و بعد دیگران را بفریبد...

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 23:49 | 87/09/07

روز جهانی محو خشونت علیه زنان

 

امروز پنجم آذر، روز جهاني«محو خشونت عليه زنان» است که به همين مناسبت برنامه‌اي با حضور خانم پروين اردلان، از فعالان حوز‌ه‌ي زنان و برنده جايزه‌ي اولاف پالمه در رشت و به دعوت سازمان ادوار تحکيم وحدت گيلان در محل دفتر اين حزب برگزار شد که اردلان در اين مراسم پيرامون مسايل و مشکلات زنان سخنراني کرد.

 سخنرانی پروین اردلان به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان در رشت

کوتاه نی آییم

پروین اردلان

در اين برنامه که جمعي از فعالان سياسي و اجتماعي و جنبش زنان حضور داشتند، سخنران برنامه ضمن ابراز خوشحالي از برگزاري چنين نشست‌هايي در جهت آگاهي بخشي به عموم جامعه گفت: ما همواره تصوير زن قرباني و ستمديده را داشتيم اما اکنون سعي داريم که اين تصوير را با مقاومت زنان بشکنيم، با مقاومت زناني که مي‌خواهند اين خشونت‌ها را پس بزنند و آن را از حوزه‌ي خصوصي به حوزه‌ي عمومي بکشانند.

پروين اردلان در ادامه افزود: اين اتفاق  جديد، يعني صحبت از خشونت عليه زنان از حوزه‌ي خصوصي به عمومي، به يمن فعاليت‌هاي جنبش زنان بوده است.

چند سال اخير بحث خشونت عليه زنان در حال مطرح شدن است. بنابراين اين مساله‌ي مهمي است که پرداختن به آن بر دوش همه‌ي برابري خواهاني است که مايلند اين سکوت زنانه را بشکنند و پايان بدهند. هر چند جنبش زنان توانسته‌ اين سکوت را بشکند.

وي ادامه داد:

دسته ای از خشونت‌ها و پيگيري مطالبات حقوقي زن به بررسي عوامل مختلف بستگي دارد و يکي از اين عوامل و مسايل، خود قوانين مربوط به زنان است. خب، الان بسياري از فعالان جنبش‌هاي اجتماعي و زنان به دنبال حذف خشونت عليه زنان هستند. اما در اين مدت حرکت‌هاي خوبي انجام گرفته که يکي از آن‌ها تغيير مفهوم خشونت از حوزه‌ي خصوصي به حوزه‌ي اجتماعي است. مثلا بحث‌هاي هميشگي ما با زنان اين بوده که درباره‌ي فلان موضوع يا مشکل سکوت کن اما الان در همه جا وضعيت به اين شکل نيست.

وي با بيان اين‌که بخشي از خشونت ها هم مربوط به خشونت های قانونی با برابري خواهان است گفت

:...

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 13:36 | 87/09/05

 

افشین هم رفت...

افشین هم رفت. برای همیشه. آخرین نامه اش را هم به هواداران و مردم ایران نوشت و رفت. خودش گفت: با خنجری از جنس جدایی در قلبش...

افشین قطبی

حالا آقای مایلی کهن می تواند از ته دل بخندد. حتی تمام مایلی کهن هایی که مانند او فکر می کردند قطبی جای آن ها را تنگ کرده. در حالی که خود جایی در دل ایرانی ها ندارند و عقده های نا تمام کوتاه قامتی شخصیت و شعور خویش را بر سر مردان موفق خالی می کنند. از این مایلی کهن ها در تمام حوزه ها کم نیستند...

 

 

 

پی نوشت>> ایضا آقای مصطفوی هم خیلی می تواند بخندد. کلا اگر به حال و روزمان بخندیم هم بد نیست!

بی ربط: ما صلح جو ترین ملت دنیا هستیم . خدای نکرده یه وقت فکر نکنید که ما رابطه مشکوکی با چاقوی زنجان داریم ها! ضمنا این عدم رابطه ربطی به رعایت قوانین سازمان های بین المللی و کاغذ پاره هایشان ندارد! به خاطر رعایت قوانین طرح مبارزه با اراذل و اوباش است. تازه آن ها خودشان هم چماق دارند هم هویج و با همین دو تا نمی گذارند به بسیاری از حق های مسلم خود برسیم. اما ما شوخی شوخی که صحبت از چاقو می کنیم همه جدی می گیرندُ اما هیچ کس طوری اش نمی شود!(کاربران محترم برای پی بردن به معنی این سطور به گیرنده های خود دست نزنید. مشکل از فرستنده است!)

 

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 21:45 | 87/09/02

RSS