نوروز در گیلان
عکس ۱ از: کوروش رنجبر(+)


عکس۲ و ۳: برگرفته از وبلاگ شورای شهر رشت
مطلبی هم در مورد عید که در ادامه می خوانید:
"نهایت خودش"
حال و هوای شهر این روزها عوض شده.همه تند و تند دنبال خرید جنس یا کالایی هستند تا آخرین ساعات سال را مثل هر سال صرف خرید کنند.از وسایل شخصی و اجناس خانه گرفته تا لوازم غیرضروری.طبقه ی محروم چندان دل و دماغی برای بازدید از بازار شهر و حتی نگاه حسرت بار به شور و شوق عابرانی که بدون لحظه ای توقف در حال رفت و آمدند ندارد. طبقه ی متوسط جامعه هم به خرید کالاهایی خرد می پردازد.اما خریدهای بزرگ تری هم هست....
ادامه مطلب
ويژه نامه نوروز گيلان امروز منتشر شد
ویژه نامه نوروز گیلان امروز در ۱۶۴ صفحه منتشر شد. در این ویژه نامه آثار و نوشته هایی در مورد مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و... می خوانید.
همچنین پرونده هایی در مورد زنان و لایحه حمایت از خانواده، غیبت گیلانی ها در مدیریت کلان کشور، گفت و گوهایی با مصطفی تاج زاده، تقی رحمانی، نسرین ستوده، شادی صدر، دکتر محمد خوش چهره، دکتر موسی غنی نژاد، دکتر نرسی قربان، محمد صادق جنان صفت، کریم ارغنده پور، کیوان محمدی، مسعود سلطانی فر، امیر قلعه نویی، محمد احمد زاده، فردین معصومی، فرهاد پاک سرشت، رسول حقدوست و... می خوانید
نیز آثار و گفتاری از محمد باقر نوبخت، اسحاق راستی، رضا صالح جلالی، مجید دانش آراسته، بهزاد عشقی، و... آمده است.
گزارش ها و گفت و گوهایی در مورد لایحه حمایت از خانواده، تغییر و تحولات مدیریتی در دولت نهم، بداخلاقی مربیان ورزشی، انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، ارزیابی عملکرد دولت نهم در اجرای پروژه های عمرانی، شعرهایی از مرید برغوثی، داستان، حوادث مهم گیلان، نوروز و هفت سین ایرانی، قطع درختان کهنسال برای مبارزه با خرافات، تپه ی مارلیک و... می خوانید.
نویسندگان و خبرنگاران این شماره (ویژه نامه): مجتبا پورمحسن(سردبیر)، کوروش رنجبر، بیژن روحانی، فاطمه صابری، فرشته رضایی، سید امین ساداتی، علی اردابد، نینا وباب، وحید اسماعیلی، رقیه ابراهیم زاده، فرشته پیرانی، وحیده اسماعیلی، مجید دانش آراسته، محمد کاظم شکوهی راد، بهزاد عشقی، محمد تقی پوراحمد جکتاجی، سید احمد حسینی، احمد رمضانپور نرگسی، رضا صالح جلالی، محمد باقر نوبخت، ناصر غیاثی، عباس صفاری، ایرج ندیمی، سعید سیمیاری و... هستند.
>>من هم پنج گزارش و یادداشت در این ویژه نامه نوشته ام که شامل: گزارشی از شاخص ها و روند بحران اقتصادی جهان (در گفت و گو با دکتر موسی غنی نژاد، دکتر نرسی قربان، محمد صادق جنان صفت)، گفت و گو با دکتر محمد خوش چهره (نماینده سابق تهران در مجلس) در مورد اثرات کاهش قیمت نفت بر بودجه کشور، تحلیلی از تغییر و تحولات مدیریتی در طول فعالیت دولت نهم، گفت و گو با نسرین ستوده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر در مورد لایحه حمایت از خانواده، گزارشی از وضعیت اجرای پروژه های عمرانی در گیلان در گفت و گو با ۹ نماینده گیلان در مجلس است.
به زودی این یادداشت و گفت و گوها را در وبلاگم خواهم گذاشت. البته توصیه می کنم گیلانی ها ویژه نامه را بخرند!! (ما هم شاید سرچهار راه میکاییل فروختیمش! به هر حال شب عیده و خرج و مخارج....!
خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی!
راست می گفت آن که گفت: آدم برخی از دوستان را داشته باشد دیگر نیازی به دشمن ندارد. معنی این جمله را الان بیشتر از هر کس دیگری درک می کنم...
نمی دانم این دوست نماها در اطراف شما هم دیده می شوند یا نه؟ حتی نمی دانم شرایط و خصوصیات اخلاقی شان با شما چگونه است؟! اما آنهایی که اینگونه اند و در اطراف من بسیارند، باید با آنان اینگونه رفتار کنی تا شارژ دوستی خاله خرسه شان را ادامه دهند:
از این رو من باید از این عزیزان بخاطر تمام کارهای کرده و نکرده عذرخواهی کنم. پس می گویم:
دوستان:
از این که بدون اجازه از کاندیداتوری شیخ تسامح و تساهل، خاتمی، حمایت کرده ام عذر خواهی می کنم.
از این که اینقدر شعور و آگاهی ندارم تا در مراحل مختلف زندگی خودم تصمیم بگیرم، چون شما آنقدر درک تان بالاست که می توانید برایم این کار را بکنید!، شرمنده ام و بابت اطلاع رسانی تان ممنونم.
از این که از جناب حجت الاسلام آزاداندیش و هزینه پرداز و مسکوت و پراگماتیست حمایت نکرده ام، حتا با وجودی که اعلام کاندیداتوری نکرده، عذر خواهی می کنم!
از این که در جلسات خصوصی تان حضور یافته و به نادانی تمام حرف زده ام، آنهم بین دوستان دشمن نما که حاضرند برای اثبات وفاداری خویش با برخی، تمام صحبت های جلسات خصوصی را در عرصه ی وبلاگ هم منتشر کنند، هم پشیمان و هم متاسفم!
از این که بارها به علت مشغله زیاد موفق به حضور در جلسه تان نشده ولی سرآخر با وجود هزار مشکل و درد مزمن پا و فقط "محض احترام" به دعوت شما تاکسی تلفنی گرفته تا در لحظات آخر هم که شده در جلسه تان حضور یابم، و همینطور از سایر کارهایی و کمک هایی که به شما کرده ام پشیمانم!
از این که ناگزیر هستم از خاتمی حمایت کنم متاسفم. چون برای ما ملت خودخواه که فقط تا نوک بینی مان را می بینیم خاتمی هم از سر ما زیاد است. همان بهتر که امثال دولت فعلی و... باشند تا اگر در دولت قبلی حداقل می توانستید با اسم خودتان مطلب بنویسید، در دولت جدید یا نمی نوشتید یا با اسمی مستعار و حتا اسمی مونث چند خبر کوتاه دانشجویی را می نوشتید. (یادتان که هست؟) چون حق شما و ما همین است!
دوستان!
از این که به نام دفاع از آزادی بیان و استقرار دموکراسی، که آنقدر به آن پایبندید که حاضرید به نزدیک ترین کسان تان هم خیانت کنید و مسایل مطروحه در جلسات خصوصی را عمومی کنید و حتی پا را فراتر از یک "نقد مضحکانه" گذاشته و به دوستتان (یعنی خودم) برچسب ضد نظام بزنید، از شما متشکرم!
از این که بنده هم سعادت همجواری با شما را ندارم (و از این پس علاقه ای هم به آن ندارم!) خوشحالم و شما هم خوشحال باشید که من حامی خاتمی و نادان که شعورم به پای شما نمی رسد! مدام پیشتان نیستم تا کند ذهنی و کوته نگری ام به شما هم سرایت کند، خوشحال باشید!
از این که بنده یک بار عضو حزب مشارکت بودم و بعد از خروج از آن، هیچ بار دیگری برای عضویت یا فعالیت مجدد اقدام نکرده ام اما در مقابل بسیاری از شما، دهها بار در آن حزب دانشجویی استعفا کرده و عضو شده اید!! خوشحالم.
از این که خروج از جبهه مشارکت را نه مثل برخی به خاطر اسلامی بودن آن و قرائت قرآن کریم در جلساتش و اختلافات تئوریک با این حزب ، که بخاطر برخی ندانم کاری ها و سایر مشکلات تشکیلاتی اش انجام داده ام، خوشحالم.
همینطور از این که وارد یارکشی های بچه گانه نشده ام خوشحالم. از این که دیگر عضو هیچ حزب تندرو و کندرو و میان رو دیگر نشده ام خوشحالم.
تنها دغدغه و بزرگ ترین آرمان من افزایش آگاهی همه ی ملت ایران در فضایی آزاد است. چون آن موقع دیگر آن ها نیاز به تعیین و تکلیف بقیه ندارند و خودشان در سرنوشت شان به درستی اثرگذار خواهند بود.
و سخن آخر آن که:
از همین جا از تمام کارهایی که به پاس دوستی و رسم رفاقت و معرفت برای برخی انجام داده ام اعلام برائت کرده و امیدوارم راهی را که برخی دوستان با شعور و اندیشمندم در پیش گرفته اند، اگر کسی و جامعه ای را سعادتمند نمی کند، حداقل خودشان را سعادتمند کند...
اجازه دهید ما با حمایت از خاتمی در پایین شهر ِ روشن فکری شما خوش بخوابیم و شما...
پی نوشت1: همچنین از این که توهین هایی که در وبلاگتان به من کرده اید و سرآخر دلتان برایم سوخت و مرا مورد الطاف قرار داده و آن مطالب را پاک کرده اید تا آبرویم نرود و حسابی مرا شرمنده معرفت خودتان! کرده اید ممنونم!
پی نوشت2: آخر سال است، خسته نشدی؟! به خودت که خسته ام. آن از حوزه ی شخصی و این هم... تمامش کن. تو رحمان و رحیم نیستی مگر؟
دور و نزدیک انتخابات
۱- انتخابات ریاست جمهوری سال آینده از ویژگی خاصی برخوردار است. این ویژگی نه در اصول و موازین انتخاباتی که باز هم در حوزه ی مسایل اخلاقی اتفاق می افتد. اگر در انتخابات گذشته تاکنون شاهد رواج بداخلاقی های سیاسی و یا بهتر بگویم رواج تخریب بین جریان های سیاسی موجود و نیز حضور امدادهای غیبی حین انتخابات وجود داشته و دارد، انتخابات جدید شاهد پدیده ی جدیدی در حوزه ی اخلاق سیاسی هستیم. "لج بازی سیاسی" موضع اتخاذ شده برخی اشخاص حقیقی و حقوقی در این انتخابات است که در مدت اخیر شاهد آن هستیم. این لج بازی ها از طرفداری عجیب و غریب کرباسچی، دبیرکل کارگزاران (حزبی که طرفدار سیدمحمد خاتمی است) از کروبی، شروع تا مخالفت برخی اصلاح طلبان که در برهه های مختلف انتظار عبثی را از رییس جمهور سابق برای کارها و اقدامات شخصی خود می دیدند مانند عباس عبدی و برخی دیگر از احزاب جبهه اصلاحات نام برد. مانند اعلام حمایت انجمن اسلامی(طیف علامه) برخی از دانشگاهها که از منتقدین سیاست تسامح و تساهل خاتمی بودند، از کاندیداتوری میرحسین موسوی! و همینطور اعلام حمایت برخی روزنامه نگاران(گروه آقای قوچانی) از کروبی به دلایل و منافع کاملا شخصی و جناحی!
در این که هر کدام از افراد حق انتخاب دارند که کاندیدای مطلوب و مورد نظر خویش را بر اساس علایق شان انتخاب کنند شکی نیست. اما بروز چنین رفتارهایی از سوی هر کدام از این افراد که البته داعیه دار بسیاری از اصول و قواعد در حوزه ی اخلاق سیاسی هستند، جالب است. انگار که هشت سال اصلاحات فرصتی بوده تا آنان دریابند که چه کلاه گشادی از این واقعه سرشان رفته و اینک در زمان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، به قصد تلافی و همزمان با کاندیداتوری خاتمی، حمایت های معنی داری را از تعدادی از کاندیداها می کنند که البته فعالان این وادی از چرایی آن باخبرند. هر چند که برخی تحلیلگران وجود چند کاندیدا از جبهه اصلاحات را هم به نفع انتخابات می دانند و هم آرای متعلق به سه کاندیدای اصلاح طلب را بدون هیچ شباهتی به هم می دانند که البته در گرایش متفاوت و مرز بندی مشخص سه کاندیدا، کروبی و موسوی و خاتمی، حرفی نیست. اما تعدد کاندیداها صرفا نمی تواند بدون آثار منفی باشد و مسلما بخشی از آرای عامه مردم که کروبی و موسوی و خاتمی را در یک گروه می بینند (و با عرض پوزش،اصطلاحا هنوز هم جبهه اصلاحات را از سروش تا گوگوش) می دانند رای خود را بین این سه تقسیم می کنند و بنابراین نمی توان اینگونه تصور کرد که بخشی از آرا بین این سه تقسیم نخواهد شد! که اکنون این اتفاق افتاده و تقسیم آراء برخلاف تصور تحلیلگران که وقوع آن را بیشتر در سطح عامه پیش بینی می کردند، اکنون در سطح روشنفکران، سیاسیون و... اتفاق افتاده است. هر چند که هر فرد حق انتخاب دارد اما رفتاراین تعداد از افراد به جز این که بازگو کننده لج بازی سیاسی آنان با شخص خاتمی، بخاطر برآورده نشدن حوائج شان است، روند قهقرایی را طی می کند. از واکس زدن کفش آقای کروبی گرفته تا... معلوم نیست تا آن زمان چه کسی گوی سبقت را اظهار نظرهایی اینچنین، از بقیه خواهد برد. خیلی دوست دارم بدانم میزان تزلزل آرمان های این تعداد از افراد چقدر است که تحقق آن را در قد و قامت کسانی می بینند که در حد و اندازه های ریاست جمهور معمولی نیستند، چه برسد به نیمه آرمانی!
کوتاه سخن آن که اصلاح طلبان از تجربه ی تلخ انتخابات شوراها و ریاست جمهوری و مجلس و اختلافاتی که منجر به شکست شان درس های لازم را نگرفته اند و هنوز برخی منافع ملی را به روند فعلی ترجیح می دهند. هر چند که برخی کبک خوش خیالی شان را در برف فرو کرده اند و می گویند: نه از اختلاف خبری نیست. انگار که بقیه نمی فهمند!
2- انتقادهای زیادی به خاتمی داشته و دارم. مانند بسیاری از دوستانی که در این زمینه با هم هم رای و عقیده هستیم. چند ماهی است که به دعوت دوستان در ستادهای حامی خاتمی و جبهه مشارکت پاسخ منفی داده ام. اما فکر کردم که به شخصه می توانم تا سالها از فلانی و فلانی انتقاد کنم. بی آنکه هیچ کاری در محدوده علایق و انتظارات خودم انجام داده باشم. بنابراین از آن جایی که لج بازی سیاسی ندارم و جنس انتقادهای من و امثال من از جنسی دیگر است، اینبار به دعوت دوستان لبیک گفتم با امید به این که فعالیت های خودم و بقیه موجب اطلاع رسانی عموم جامعه شود و من ِ فعال اجتماعی، یا سیاسی، یا روزنامه نگار و زندانی سیاسی و... تنها دغدغه ی آزادی و دموکراسی و عدالت و صلح و برابری خواهی نداشته باشم. فقط یک میلیون نفر به دنبال اصلاحات نباشند و فقط نظاره نکنند که خاتمی و آن چند نفر دارند برای اصلاحات چه می کنند؟ این بار همه با هم بیاییم و هزینه پرداخت کنیم. آنوقت انتقاد ما از برخی تسامح و تساهل ها و کارشکنی ها جنبه ی بهتری به خود می گیرد. مسلما من هم کاندیدای مطلوبم شخصی غیر از خاتمی است اما در شرایط حاضر اولویت اولم "نه" به احمدی نژاد و هر رییس جمهوری که عزت و احترام ایرانی ها در سطح بین المللی و ملی ارتقاء می دهد است. خوشحالم از این که اینبار عقلانیت (از سر اجبار) سیاسی ما را مجبور به حمایت و رای به هاشمی نمی کند، اما متاسفم که همه از ترس وقوع سوم تیری دیگر به خاتمی پناه برده ایم. هر چند خاتمی شخصیتی بس بزرگ و بالا دارد، اما در عرصه ی سیاست جای "وسط باز"ی و تعارف و ... نیست. خودش که می گوید اینبار اینگونه نیست. اما به هر حال ما می خواهیم یک "نه" بزرگ به افراطیون پوپولیست بگوییم و این هدف ماست. و چه بهتر که از بین سه نامزد اصلاح طلب کسی را انتخاب کنم که در عین حال که از حداقلی هایی برخوردار است، نه با ادبیات دهه ی 60 حرف بزند و نه هزار مشکل و بده بستان سیاسی و باندی داشته باشد که پای خودش هم گیر باشد و هر کدام از آن ها سرعت گیر بلندبالایی در متوقف کردن اصلاحات باشد!!
روز پنج شنبه همراه بچه های ستاد 88 به تهران رفتیم. مراسم جالبی بود. مشروحش را در (اینجا) بخوانید.
3- باز هم در این شلوغ پلوغی انتخابات، خبرهای مهم تری گم شده اند. چهارشنبه هفته گذشته، یکی از زندانیان رشت سنگسار شد... غیر انسانی و چندش آور است. هر چقدر هم قانونی باشد، برای من غیرقابل هضم و درک است. سنگسار تا به حال چند نفر را از وقوع جرم منع کرده؟ چقدر برکت به زندگی ما ارزانی داشته؟ و چقدر قلب هایی را از سنگ ساخته؟ اگر قباحتی ندارد، در ملا عام اجرا شود تا طرفداران این تئوری با چشمان باز به انسانیت نداشته ی خود خیانت کنند و متلاشی شدن و تکه تکه شدن همنوع و مجرمی که از حقوقی برخوردار است را ببینند!! من که طاقت ندارم.
پی نوشت: می خواستیم از خاتمی عبور کنیم به احمدی نژاد رسیدیم و سپس سر از واکس زدن کفش آقای کروبی درآوردیم... در این کشاکش بحران همچنان خیرا عاقبه الامور می طلبیم!
۱- قطع پنج هزار اصله درخت در هفته منابع طبیعی در رشت!
همزمان با روز درختکاری و روز منابع طبیعی، به دستور مسوولین دانشگاه آزاد رشت تعدادی با اره های برقی به جان درختان جنگلی منطقه لاکان رشت (واقع در انتهای جاده لاکان- در محوطه ای که می گویند وابسته به واحد پژوهشی آموزشی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد است) می افتند و حدود پنج هزار اصله درخت را قطع می کنند. یکی از شهروندان فهیم رشت بلافاصله بعد از اطلاع از این جریان با گرفتن عکس و فیلم به دفتر روزنامه مراجعه می کند و پس از پرس و جو متوجه می شویم بله متاسفانه این فاجعه اتفاق افتاده است! در منطقه ای به طول پنج کیلومتر و عرض ۴۰ متر! که البته این اتفاق آنقدر ناگهانی بود که فعالین و دوستداران محیط زیست هم از آن اطلاع نداشتند.
تا این لحظه مسوولین منابع طبیعی برای جبران اهمال و کوتاهی از انجام وظایف خود (مثل همیشه)، از دانشگاه آزاد شکایت کرده و البته با تنظیم پرونده ای با قطع ۲۰۰اصله درخت!!! آن را به مراجع قضایی تسلیم کرده اند. اما مسوولین دانشگاه آزاد همچنان انکار می کنند.
گزارش این ماجرا در روزنامه خودمان نوشتم. عکس ها و شرحش را می توانید در"اینجا" بخوانید.
۲- در این فضای پرترافیک انتخاباتی و هیاهوی مربوط به آن خیلی خبرها گم می شود. البته که این حوادث و رویدادها همیشه گم است اما گاهی مسایلی مثل انتخابات بهانه ای می شود برای بیشتر از یاد بردن. این وقایع متعدد است. اما به اختصار می گویم: دیروز ۸ مارس، برابر با روز جهانی زن بود! اینقدر ناگفتنی در این زمینه دارم و داریم که همان بهتر که نگویم... فقط یک نکته: آیا ما (منزوی ها) با وقایع و رویدادهای جهانی همراه بوده و در معادلات آن نقشی ایفا می کنیم که...! و خبر دیگر این که باز هم شاهد مرگ یک ایرانی در زندان بودیم. امیر حسین حشمت ساران درگذشت. به همین سادگی! و این کهنه خبر گم شد! همینطور خبر تصویب کلیات لایحه بودجه سال 88 کشور با حذف یارانه ها و اعداد و ارقام ناپلئونی! می گویند از تیرماه به هر ایرانی 22 هزار تومان تعلق می گیرد تا با این مقدار جبران تورم 60 درصدی بعد از حذف یارانه ها شود! حتما کفاف می کند دیگر!چه اصراری است!
۳- این ایام انتخاباتی چقدر زیاد شده اند "تشنگان خدمت- نه شیفتگان قدرت..."! مثل همان تشنگان قدرتی که برای خدمت، جهاد سازندگی تشکیل دادند و به مناطق شهری و روستایی دور افتاده رفتند و بعد تبدیل شدند به شاخه عمرانی و اجرایی حزب تشنگان خدمت (حزب جمهوری) در شهرها و روستاها و عضو گیری کردند و ...
پ.ن: فالله خیرا عاقبه الامور... (خودمان که نمی توانیم!)
ای خداوند...
ای خداوند...
یا آنقدر آگاهم نمی کردی که سر از دروغ هایی که برخی به من گفته اند، دربیاورم، یا اگر آگاهی و شعوری داده ای، در کنارش ذره ای شهامتم می دادی که بازگویش کنم تا همگان بدانند یا لااقل خود آن فرد بداند که می دانم اما به روی خودم نمی آورم...
ای خداوند...
ای خداوند...
مگر خاک تو سری های خودم کم است که ...؟
خودم هم خسته شدم.
این سکوت است یا خیانت به حقیقت؟!
چه دروغ سالی است امسال. وبا افتاده انگار! حوزه ی خصوصی و عمومی و مجازی و غیر مجازی ندارد. همه جا هست. همه جا. فقط نمی دانم چرا بدجوری دارد دنبالم می کند...
متاسفانه دروغ و حماقت از رگ گردن به ما نزدیکتره، اما نکته باریکتر از مو بینشان هست که دیدن و فهمیدنش کاری است کارستان!
ای یزدان پاک،
طشت رسوایی را زودتر بینداز. زودتر از زود.
می دانی که می دانم. می دانم که می دانی...
هزاران سال با حیرت نشستم
بدو پیوستم و از خود گسستم
ولیکن سرنوشتم این سه حرف است:
تراشیدم، پرستیدم، شکستم...
تذکره الاولیا
فقط بچه ها می دانند که پی چی می گردند، بچه ها هستند که کلی وقت صرف یک عروسک پارچه ای می کنند و عروسک برایشان آنقدر اهمیت پیدا می کند که اگر یکی آن را ازشان کش برود می زنند زیر گریه...
شازده کوچولو
نسخه های سوخته و نخ نما شده خبرگزاری فارس

روزهای اخیر شاخک های خبرگزاری های وابسته به اقدارگرایان و اصولگرایان فعال شده است. آن ها گزینه های مختلفی را برای تخریب اصلاح طلبان حامی خاتمی و شخص خاتمی شروع کرده اند. دامنه ی این مسایل از تهدید به ترور خاتمی در روزنامه کیهان گرفته تا خبرهای داغ خبرگزاری های وابسته به این جریان، خصوصا خبرگزاری فارس در امتداد است.
نوع خبر نویسی و ساختار کار این خبرگزاری برای تخریب جناح مقابل هر چند از دید تیم خبرگزاری فارس، حرفه ای است اما به نظرم روش های به کار رفته برای تخریب آن قدر نخ نما شده و سوخته است که تنها راه باقی مانده برای آدم از اینهمه حماقت رسانه ای فقط خندیدن است!
شاید بارها دیده اید که این خبرگزاری استادِ (مثلا) ساخت ویژه نامه است! این ویژه نامه ها از عماد مغنیه شروع تا پرتاب لنگه کفش و رجب طیب اردوغان امتداد می یابد. برای درست شدن این ظاهرا ویژه نامه ها لازم نیست زحمت زیادی بکشند. فقط کافی است یکی از افراد سیاسی و اجتماعی (حتا آنها که سالهاست نسل شان منقرض شده) سخنی را در محکومیتِ یکی از افراد جناح مقابل به غیر حرفه ای ترین شکل بیان کنند یا مثلا یکی از شهروندان اروپایی و امریکایی به فلان سیاست مدار غربی فحش و ناسزا بگویند. آنوقت دیگر کار تمام است. شاخک های خبرگزاری فارس فعال می شود تا از بغال سر کوچه تا فلان فعال سیاسی در زاهدان و حلبی آباد، برادران عسگراولادی و چماقدار سابق و مسوول فرهنگی فعلی و غیره پرس و جو کنند که نظرشان در مورد فلان حرف یا فلان گفته از سوی کسی که سوژه ویژه نامه شان انتخاب شده چیست؟! آنوقت دیگر ویژه نامه خودبخود تشکیل شده است.
ضد خبرگزاری فارس که احساس می کند واقعا خبرگزاری است، نه شعبه ی دوم ستون نیمه پنهان "کیهان"! بعد از اعلام کاندیداتوری سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری فعالیت تخریبی اش را در این زمینه بیشتر کرده است. به جز طرح مساله ی اختلافات خودپرداخته بین خاتمی و کروبی و موسوی و... و در این بین حمایت (بخوانید شیر کردن) شیخ جنجالی و دبیر کل حزب اعتماد ملی و دامن زدن به این مساله، انعکاس مغرضانه و متفاوتی را از مراسم سخنرانی چهرهای دینی اصلاح طلب آغاز کرده است. به عنوان نمونه انعکاس غیرواقعی سخنرانی دکتر آغاجری و مجتهد شبستری نمونه ی بارز غیرحرفه ای گری در عالم سیاسی و خبری است. این که مدیران این خبرگزاری به هر شکل و سیاقی که بخواهند خبرها را بازتاب می دهند تا مردم را از عواقب انتخاب خاتمی در انتخابات آگاه کنند! القای این که بعد از حضور خاتمی دوباره افراد موسوم به تندرو خواهند آمد و باز هم به زعم آنان موجبات انحراف دین در جامعه فراهم خواهد شد، توهین به مقدسات را شروع خواهند کرد و... در نهایت کل جامعه را به انحطاط و تباهی خواهند کشید. بنابراین خبرگزاری فارس با اطلاع رسانی در این زمینه به کمک جامعه می آید تا ملت انقلابی و مسلمان را از انحراف و تباهی نجات دهد.
جلل الخالق! اینهمه اقدام و رسالت سنگین رسانه ای را خبرگزاری فارس انجام می دهد؟ آنهم در این بلوایی که می خواهند اصلاح طلبان دین و ایمان مردم را با چند سخنرانی از بین ببرند؟!!
این که چه کسانی این خبرگزاری را ساپورت مادی و معنوی می کنند زیاد نسخه ی پیچیده ای نیست. کاری هم به این مساله نداریم. اما در ایامی که اغلب سایت های جناح اصلاح طلب و حتی مستقل به راحتی و یکی پس از دیگری فیل.تر می شوند و جناح حاکم با دارا بودن رسانه ی غول پیکری چون رادیو و تلویزیون عملا راه را بر هر گونه صدای غیرخودی (و نه مخالف) بسته است، خبرگزاری فارس هم در این آب گل آلود بیش از هر زمانی دیگری ماهیانی می گیرد که نه محصول زحمت خود که محصول الطاف بی پایان اشخاص حقیقی و حقوقی است که تخریب سیاسی و اخلاق ضد رسانه را ترویج و حمایت می کنند.
اگر در زمان دولت گذشته برخی با برخوردهای فیزیکی برنامه های خود را پیاده می کردند اما همین ها اکنون برنامه های خود را به حوزه ی مسایل فرهنگی و نوشتاری هم رسانده و همفکران این جبهه ابتدا با دادن مجوز برگزاری مراسم های جناح مقابل، و سپس انعکاس اخبار آن به شکلی غیرواقعی و جهت دار سعی در سمت و سو دادن اهداف خود در حوزه ی رسانه ای هستند. حتی بدون آن که فایل صوتی مراسم را به مخاطب ارایه کنند! نمی دانم احترام به شعور مخاطب در خبرگزاری فارس تا چه حد است و آنان برای مخاطبین خود تا چه حد ارزش قایلند، اما بد نیست که مدعیان دفاع از هویت دینی و مذهبی مردم ایران حداقل فایل صوتی مراسم های به زعم خودشان ضد دینی را تهیه کرده و در اختیار مخاطبین قرار دهند تا آنان بعد از شنیدن آن بر اساس شعور خودشان قضاوت کنند. نه این که از زبان آقای رامین(مشاور رییس جمهور) یا دبیر جامعه اسلامی یا بسیج یکی از دانشگاه های کشور حکم قطعی بشنوند که فلان مطلب یا گفته توهین به مقدسات است و تازه قبل از این که خود جرم مشخص شود به پررویی تمام حکم بدهند که اقای خاتمی و... نسبت خود را با این تندروها مشخص کنند و غیره و ذالک. به جز این مساله چیزی که تعجب برانگیز است این که آیا مسوولان ذیربط و آنهایی که باید بدانند، خبر ندارند که قرار است چنین مراسمی آن هم با هتاکی به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) برگزار شود؟ به راستی اگر افرادی چون مجتهد شبستری و سروش و آغاجری افراد ملحد، ضد دین و به تعبیر فارس عناصر روشنفکر نمای غربی هستند و احتمال چنین سخنانی از آن ها می رود چرا به برگزاری چنین مراسمی با سخنرانی آن ها آنهم در مملکت اسلامی به این آسانی مجوز داده می شود؟ !
راه دور نرویم. در همین چند سال گذشته در اقصی نقاط کشور، علی الخصوص دانشگاهها هر مراسمی که قرار بوده با حضور یکی از چهره های اصلاح طلب مثل دکتر عبدالله رمضان زاده یا رضا خاتمی و... در جایی برگزار شود، مجوز برگزاری اش را نمی دادند و فعالان سیاسی مجبور به برگزاری مراسم در مکان هایی نا مناسب و خصوصی و کوچک از لحاظ امکانات می شدند. توجه کنید که قرار نبوده که در این برنامه ها از مسایل دینی یا به تعبیر اصولگرایان ضد دینی و یا علیه نظام صحبتی شود. عمده انتقاد این سخنرانان در این برنامه ها عموما حول محور مسایل اقتصادی و اجتماعی و انتقاد به دولت بود که همین ها را هم بر نمی تابیدند و مانع از اجرای آن می شدند. این فشارها بر دانشجویان عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت(طیف علامه) بیشتر از اصلاح طلبان سابقا در قدرت بوده است. با این حال عجیب نیست که مثلا به مراسم ضد دینی و برنامه ای که قرار است در آن به شخصیت های دینی توهین شود به راحتی مجوز می دهند و از سخنرانی مجتهد شبستری در دانشگاه هم ممانعت به عمل نمی آورند. در حالی که طبق تفسیر آقایان از قبل موضع این چهره ها مشخص است؟!
با خودمان رو راست باشیم. بهتر نیست خبرگزاری فارس برای تخریب رقیب حداقل از نسخه های نخ نما شده و سوخته استفاده نکند. یعنی گردانندگان این سایت بعد از این همه سال فعالیت اینقدر نمی دانند، مراسمی که قرار است در آن توهین به مقدسات شود از قبل تمهیدات عدم مجوز به آن اندیشیده شده است؟ واقعا نمی دانند که امکان برگزاری چنین مراسمی چه خصوصی چه غیر خصوصی وجود ندارد؟! آن هم در مملکت اسلامی؟ آنهم در جایی که کشیدن یک کاریکاتور از اعتقادات دینی و نوشتن یک کلمه توهین به شخصیت های مذهبی و معصومین(ع) در آنسوی مرزها موجب اعتراض و راهپیمایی می شود؟ پس اگر واقعا این توهین صورت گرفته خود مردم شعور تشخص آن را دارند و نیاز به صدور حکم آن نیست. هر چند که همگان(چه در جناح مقابل و چه در جناح خودی) واقفند که همه این ها تبلیغات رسانه ای برای مخدوش کردن چهره ی اصلاح طلبان در آستانه ی انتخابات است و نه بیش.
اما چیزی که جالب است این که از این وااسفاها و این وااسلام های برادران و خواهران خبرگزاری فارس در زمانی که اسفندیار رحیم مشایی پدر عروس رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی، وقتی که از دوستی با رژیم غاصب اسراییل دم می زند و به آن افتخار هم می کند و یا در مراسم رقص در ترکیه و... شرکت می کند، خبری نیست! و معلوم نیست رسالت دینی گردانندگان این سایت برای هدایت ملت ایران به کجا می رود؟! یا بعد از طرح سوالات توهین آمیز و خلاف شان پیامبر اکرم در آزمون ضمن خدمت فرهنگیان (سال ۸۵) در زمان وزارت فرشیدی در دولت ارزشی نهم! این رسالت چرا سکوت می کند؟
باز هم به این کلمه رجوع می کنم که می دانیم و می دانید که تمام این شایعه پراکنی ها و دروغ پردازی ها در بنگاه های خبری اقدارگرایان ریشه ای ندارد جز انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم. جالب این که با وجود این همه بداخلاقی های سیاسی، هیچکدام از مسوولین بلند پایه موضعی راجع به این مساله نمی گیرند که چرا بعد از گذشت سه دهه از انقلاب ما امروز به اینجا رسیدیم؟ چرا کاری که ما می کنیم در هیچ کجای دنیا، حتی به زعم برادران دینی بلاد کفر مانند امریکا و اروپا هم با هم نمی کنند که ما به اصطلاح برادران و خواهران مسلمان و دینی می کنیم؟! اما نکته ای دیگر و آن این که نسخه های خبرگزاری فارس برای تخریب رقیب بسیار نخ نما شده و سوخته است. حداقل طیف زیادی از جامعه برخی برخوردهای فیزیکی را در دوره ی دولت هشت ساله اصلاحات به یاد دارند. حال این تخریب های ناشیانه، تداوم همان روند منتها به شیوه ای دیگر است و البته مصیبت بارتر این که الان این گفتمان رایج اقتدار گرایان به حوزه ی فرهنگ و رسانه کشیده شده و در جای جای شبکه های خبری آن ها یافت می شود. از اخبار 20:30 تلویزیون گرفته تا خبر جعلی بودن مدرک دکترای خاتمی در خبرگزاری دولتی ایرنا تا دروغ پراکنی های روزنامه ایران و ناتو خواندن همه ی حرکت های جناح مقابل در روزنامه کیهان تا خبرگزاری فارس و رجا نیوز و همینطور یادداشت های داغ خانم رجبی! خودم را در حدی نمی دانم که حتی در این نوشته به طور کلی خبرگزاری فارس را محکوم کنم. به هر حال در موقعیتی که بسیاری از شعارهای انتخاباتی رییس جمهور به تحقق نپیوسته و اکنون ناکارآمدی اقتصادی دولت نهم راه را برای انتقاد اصلاح طلبان از افزایش شکاف طبقاتی و رشد نرخ تورم و ... گشوده است، شاید خبرگزاری فارس برای حمله به جناح مقابل چاره ای جز پناه جستن به برخی افرادی که حتی بر روی اسامی آنان در جامعه حساسیت کاذب و القایی وجود دارد، نداشته باشند. قطعا آنها پشت این اقدامات خود انگیزه های محکم و چشمگیری دارند و بعضی اوقات افراد کارهایی می کنند که شاید بعدها به نادرستی اقدام خود پی ببرند، اما فقط درخواست می توانم بکنم که دوستان خبرگزاری فارس! لطفا برای تخریب به شیوه های مدرن تری روی بیاورید که از این شیوه های سوخته ی فعلی هر تازه کار و مبتدی سر در می آورد که اوضاع از چه قرار است و عیار رسالت خبررسانی شما در آگاهی بخشی به جامعه تا کجاست...!
آنوقت شاید بتوانیم دعا کنیم که اجرتان نه با خدا، که با حامیان شما باشد.
>> برای نمونه لینک های مرتبط در این خبرگزاری:(+ و + و + و + و +و...)
>> یک روز بعد از این نوشته خبرگزاری فارس اقدام به گذاشتن فایل صوتی سخنرانی مجتهد شبستری در دانشگاه صنعتی اصفهان کرده است. این اقدام در واکنش به انتقادات صورت گرفته توسط شبستری و سایر منتقدین انجام شده است. من که توهینی ندیدم! بد نیست شما هم گوش دهید (اینجا)
>> واکنش محمد مجتهد شبستری به انعکاس اخبار تحریف شده از سخنانش (اینجا)
>> بازتاب یادداشتم در ایجا (+)
یاری نیوز هم فیلتر شد...
هورا برای تیم ما!
خاتمی به ترور تهدید شد...
هورا برای تیم ما!
اختلاف افکنی در اردوگاه اصلاح طلبان کار هر روزه آنهاست...
هورا برای تیم ما!
آمدن میرحسین موسوی در کنار کروبی آخرین امید آنهاست...
هورا برای تیم ما!
------ ------- -------
ما بر سر مواضع خویش ایستاده ایم و آنها هم...
اما
"گیرم که می زنید گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟" **
ما می خندیم به نگرانی های خواب آشفته کن آن ها
ما می نگریم به بازی سیاسی و آماتور آنها
و می خندیم! و هستیم!
پس باز هم "هورا برای تیم ما!"
-----------------------------------------------------------
*بخشی از کتاب "مردی بدون کشور- کورت وونه گات"
**بخشی از شعر زیبای "خسرو گلسرخی"
>> لینک مرتبط (اینجا)




