تبليغاتX
بـی سببــی

 

گاف هاي صدا و سيمايي!!

مي خوام راي ندي!

گاهي دلم براي اين صدا و سيمايي هاي نازنين مي سوزد كه هر چه زور مي زنند متشخص باشند، نمي شود! اصلا عباي تشخص و به اصطلاح بهتر "شخصيت" به قامت صداي و سيماي كشور ما نمي آيد. چند شب است كه بخاطر انتخابات كمي هم تلويزيون مي بينم. اغلب هم برنامه هاي انتخاباتي. جالب است روش دفاع صدا و سيما و رسانه ي ناملي! از حضور در انتخابات آنقدر احمقانه و مضحك است كه آن تعداد عاقلان هم كه برنامه ها را مي بينند، قيد حضور "آگاهانه" در انتخابات را مي زنند. لابد تمايل داريد در اين زمينه بيشتر دليل بياورم. يكي از اين برنامه ها مربوط به شخص مثلا ناشناسي است كه مثلا بدون اين كه مخاطب مورد سوال قرار گرفته خبر داشته باشد كه رودرروي دوربين مخفي است(كه اين ندانستن وي بسيار تابلو است!) از او خواهش و تمنا مي كند كه راي ندهد. مجري و تهيه كنندگان ظاهرا نابلد اين مجموعه مرتبا و به كرات از مخاطب مي خواهند راي ندهد. حتي افراد را محترما تهديد مي كنند كه در انتخابات رياست جمهوري دهم  "راي ندهند". مجري مثلا ناشناس از مخاطب هزار و يك دليل مي پرسد كه چرا مي خواهي راي بدهي؟ شهروند مورد پرسش قرار گرفته هم با آب و تاب و به پوپوليستي ترين شكل توضيح مي دهد كه چرا و به چه دليل راي مي دهد، اما جالب است كه وقتي از سوال كننده مي پرسد "چرا مي خواهيد من راي ندهم؟" چيزي نمي گويد و تنها اعلام مي كند كه موضع ما "تحريم" و عدم شركت در انتخابات است و ما مي خواهيم كه شما راي ندهي!!

تهيه كنندگان اين برنامه كه ظاهرا قصد داشتند با اجراي اين برنامه نبوغ خود را به نمايش بگذارند! يادشان رفته و صريح تر بگويم بهتر ديدند كه فراموش كنند چرا عده اي در طول اين سالها راي نداده اند و انتخابات هاي مختلف در كشور را تحريم كرده اند. البته شايد هم از نظر تهيه كنندگان اين برنامه موضع تحريم همينجوري آبكي و بي دليل و منطق است و صرفا براي اين است كه كسي مثل كاراكترهاي فيلم هاي هيچكاك مشكوك بزند و هم عينك دودي بزند و با لحني لمپن گونه برود ميان جامعه "پز" بدهد كه بله ما تحريم مي كنيم و شما هم تحريم كنيد! آن هم آزادنه وسط خيابان، بدون اين كه حتي يك نفر از مراجع ذيربط از وجود چنين اشخاصي خبر داشته باشد، تحريم كنندگان به تبليغ موضع خود مي پردازند و جالب تر ماجرا اين كه "همه" ي سوال شوندگان اعلام مي كنند كه مي خواهند راي بدهند. آنهم به هر قيمتي و الا و بلا حتما راي خواهند داد!!

گاف هاي صدا و سيما در همه ي ايام كم نيست. اما زمان انتخابات اين گاف ها با طعم تخريب و حزبي گرايي (به جاي ملي گرايي) بيشتر و بيشتر مي شود. بنده در انتخابات رياست جمهوري دهم (كه دليلش را به زودي خواهم نوشت) شركت خواهم كرد، اما بهتر است كه مديران صدا و سيما و تهيه كنندگان برنامه هاي انتخاباتي تلويزيون، اندكي به خود اين زحمت فكر كردن را بدهند و متوجه باشند كه موضع تحريمي ها در هيچ برهه اي از تاريخ بي دليل و منطق نبوده است. مخصوصا در جامعه ي ايراني كه تحريم بسيار دير جواب مي دهد منطق تحريم كنندگان بيشتر است و تصميم به اجراي آن سخت تر . بنابراين "تحريم انتخابات" چيزي نيست كه كسي صرفا به آن دليل انتخابش كرده باشد كه لباس قرمز بپوشد، عينك دودي بزند و به شكلي تهديد كننده از اقشار جامعه بخواهد راي ندهند!

اگر لباس "حماقت" و "بي خردي" به قامت برخي از تهيه كنندگان رسانه ي صوتي- تصويري مي آيد، بايد بدانند كه اين لباس به قامت "تحريم كنندگان" انتخابات قطعا نمي آيد! حتي در اين برهه ي حساس كه قرار است از ترس مرگ، به تب راضي شويم!

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 21:32 | 88/02/31

 

 

امروز سوم ماه مه روز جهانی آزادی مطبوعات است. شعار امسال انجمن جهانی روزنامه ها (WAN)،

"روزنامه نگاران هدف تیر" است.

>>روز جهانی آزادی مطبوعات+

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 21:4 | 88/02/13

 

در ستایش گفتمان اصولگرایان!!

چند روز اخیر فعالیت ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان و اصولگرایان شدت گرفته است. صبح نشد بروم جلسه  سخنرانی خانم کولایی در دانشگاه گیلان .اما دیروز بعدازظهر به حکم وظیفه ی شغلی رفتم در جناح اصولگرایان. علیرغم اینکه در جلسه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان خانم کولایی حضور داشت اما تصمیم بر این شد به حکم وظیفه و همینطور احترام به فعالیت های انتخاباتی دو جناح در جلسه سیاسی ستاد ائتلاف اصولگرایان با سخنرانی روح ا... حسینیان حضور پیدا کنم. عنوان این مراسم این بود: "جلسه سیاسی ستاد ائتلاف اصولگرایان به مناسبت شهادت استاد شهید مطهری!!" واقع در مسجد بادی الله . بگذریم که سخنران محترم چه دروغ هایی تاریخی در مسجد به خورد عموم داد. مصدق را خائن به ملت و کاشانی را موجب ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد. گفت احمدی نژاد منادی گفتمان انقلاب و امام و مایه ی مباهات و سربلندی ایرانیان در سراسر دنیاست. مرد خستگی ناپذیری که به عشق خدمت کار می کند. عوضش گفت اصلاح طلبان فلان و بهمان. [...] شرمم می آید بگویم چه گفت! به من ربطی ندارد. همه را فقط نوشتم تا برای چاپ در روزنامه چیزی جا نیفتد. اما جلسه که تمام شد زدیم بیرون. جمع اصولگرایان تقریبا جمع بود. تعدادی از دوستان و آشنایان را دیدیم. سلام و علیکی کردیم. چشمم افتاد به یکی از روحانیون تقریبا محترم که اتفاقا عضو شورای شهر رشت هم هست واتفاقا استعداد ویژه ای در خنداندن کلا همه دارد! این را اغلب دوستان می دانند که چه می گویم. خلاصه سلامی به حاج آقای حجت الاسلام کردیم و جوابی گرفتیم. گفتم چطور بود؟ گفت: بحمدلله جلسات روز به روز بهتر می شود. گفتم حاج آقا، قرار نبود از مسجد استفاده سیاسی شود و جلسات را اینجا بگذارید...؟ فورا برافروخت. به من گفت: "خواهر، انشاا... اگر شما فوت کردید ما مجلس ختم شما را در مسجد می گیریم! خب این مجلس ختم مطهری بود دیگر!" من هم گفتم: "با عرض پوزش بنده فعلا قصد مردن ندارم. اما خدا کند که همه ی حرف های این جلسه در مورد مطهری بوده باشد!(که یعنی نبوده!)" در جواب گفت: "به مدیر مسوولتان بگویید آسته برود و آسته بیاید که گربه شاخش نزند." منم گفتم: نگران نباشید. ما راه رفتن بلدیم!

پی نوشت: هنوز هم مانده ام در وقاحت ِ گفتمان اصولگرایان! دروغ گویی در خانه ی خدا، استفاده سیاسی از اماکن مقدس و اینهمه پررویی، پشت گرمی فراوانی می خواهد که دارند بحمدا... (دامة حکومتُه!)

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 11:21 | 88/02/13

 

دلارا هم اعدام شد

بالاخره دلارا دارابی (+) هم اعدام شد. به همین سادگی. بدون سروصدا. بی سروصداتر از این که حتی وکیل پرونده خبر داشته باشد! دارم به این فکر می کنم که ای کاش پدرش برای نجات جان دخترش یک عذرخواهی کوتاه از خانواده مقتول که چندین سال با آنها اختلاف داشت می کرد. شاید آنها به رحم می آمدند. شاید عذرخواهی جبران نقص قوانین را در برخی موارد می کرد. شاید. بگذریم. در این شلوغ پلوغی، بالاخره روز جهانی کارگر هم اومد و بی سرو صدا رفت. گزارشی هم از وضعیت کارگران گیلانی نوشتم.گذاشتم اینجا(+). کارگران گیلانی سال و سالهای پیش اخراج می شدند. هیچ. حالا هم باید بدوند برای گرفتن بیمه بیکاری. که بهشان نمی دهند. زنده باد عدالت با طعم سیب زمینی! اونم مجانی!!

!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 18:20 | 88/02/11

 

 

مصاحبه ای که با نسرین ستوده، حقوقدان، در نزدیکی ایام عید انجام دادم.

لايحه حمايت از خانواده در گفت و گو با نسرين ستوده، عضو کانون مدافعان حقوق بشر

آيت ا... صانعي گفت حرام است

 

از جنجالي‌ترين پرونده‌هاي حقوقي امسال،«لايحه‌ي حمايت از خانواده» بود. لايحه‌ي 52 ماده‌اي که دو ماده‌ي 23 و 25 آن سر و صداي زيادي بين فعالان مدني و جنبش زنان ايجاد کرد. لايحه‌اي که از لوايح پيشنهادي قوه قضاييه بود، اما دولت قبل از تقديم لايحه‌ي قوي قضاييه به مجلس، در آن تغيير ايجاد کرد و همين مساله به جز اين‌که مورد اعتراض طيف‌هاي مختلف جامعه قرار گرفت، همچنين مخالف جدي ديگري به نام آيت‌ا… هاشمي شاهرودي، رييس قوه‌ي قضاييه داشت که مخالفت وي از جهت دخالت دولت در تنظيم و تصويب لوايح قضايي و زير پا گذاشتن«اصل تفکيک قوا» و عدم تامين همه جانبه‌ي حقوق زنان و خانواده بود. اما سرانجام کليات اين لايحه در پي اعترافات متعدد جنبش زنان و فعالان مدني، در 19 شهريور سال جاري با حذف دو ماده‌ي 23 و 25(که مربوط به اختيار همسر دايم بعدي مردان بدون اذن زن اول و ماليات بر مهريه‌هاي بالا بود) در مجلس تصويب شد تا در کميسيون حقوقي- قضايي مجلس مورد بررسي مجدد قرار گيرد.

هر چند از ديد بسياري از تحليلگران، تصويب اين لايحه با حذف دو ماده‌ فوق از دستاوردهاي پايگاه‌هاي مدني ايران بود اما با اين حال تعدادي از نمايندگان مجلس از بازگشت مجدد ماده‌ي 23 به لايحه‌ي حمايت از خانواده خبر مي‌دهند و هنوز هم بحث در اينباره داغ است.

در همين زمينه با خانم نسرين ستوده، حقوقدان، وکيل  دادگستري و عضو کانون مدافعان حقوق بشر گفت و گويي انجام داده‌ايم.

برنده‌ي جايزه‌ي کميته بين‌المللي حقوق بشر ايتاليا در سال 2008، اکنون يکي از حقوقدانان کمپين يک ميليون امضا است و وکالت بسياري از پرونده‌هاي فعالان حقوق بشري را بر عهده دارد.

اين گفت و گو در ادامه آمده است: 

لايحه‌ي حمايت از خانواده، جنجالي‌ترين لايحه‌ي حقوقي سال بود. چه چيز باعث شد در مورد اين لايحه اينقدر شلوغ شود؟ اعتراض مدني جنبش زنان بود يا صرفا حاصل اقدامات گروه‌هايي مثل کمپين يک ميليون امضاء؟

دولت لايحه‌اي را تصويب کرد که قوانين کاملا غير منتظره‌اي را در برداشت... (بقیه در ادامه مطلب آمده است)


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط فرشته رضایی | 22:23 | 88/02/04

RSS